گفتگوی درونسازمانی در باب معماری «انجمن اصلی»
در هشتمین نشست «گروه بنیانگذارن انجمن اصلی» که ساعت ۵ بعد از ظهر روز چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴ به صورت حضوری و غیرحضوری در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (کادرها) دعوت به دستور شد، پیشنهاد قیام به کمیته کل برای بررسی وضعیت عضویت در انجمن اصلی به تصویب رسید و زیرکمیتهای چهار نفره متشکل از آقایان شهرام حلاج، مجتبی امیری، داود حسین و ابوالفضل علیآبادی مأموریت یافت تا براساس مطالب مطرح شده در کمیته کل، قطعنامه پیشنویس ماده سه اساسنامه انجمن اصلی (در باره عضویت) را تهیه کند و برای بررسی و تصویب به نشست آتی گروه بنیانگذاران انجمن اصلی ارایه دهد.
در این نشست همچنین پیشنهاد آقای محمدحسین بنیاسدی دبیرکل «نهضت آزادی ایران» مبنی برتغییر روزهای برگزاری نشستهای عادی گروه بنیانگذاران انجمن اصلی از چهارشنبههای اول و سوم به چهارشنبههای دوم و چهارم هر ماه به تصویب رسید. خاطر نشان میکند از آنجا که این پیشنهاد ماهیت اساسنامهای داشت، اخطار قبلی آن در فراخوان نشست صادر شده بود و آقای ابوالفضل بازرگان مسؤل هماهنگی هیأت اجرایی «نهضت آزادی ایران» نیز از آن حمایت کرده بود. به این ترتیب، نشست بعدی گروه بنیانگذاران روز چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد.
خاطر نشان میشود در نهمین نشست گروه بناینگذارن انجمن اصلی خانمها نرگس ظریفیان دبیر «انجمن گسترش سواد دموکراسی» و فاطمه منصورزاده یکی از مسؤلان حوزه اصفهان «سازمان معلمان ایران» و عضو گروه بنیانگذاران انجمن «تعلیمات اجتماعی کودکان» (تاک)، و آقایان مجتبی امیری عضو گروه بنیانگذاران «انجمن ارتقای پروفشنگرایی در مدیریت»، شهرام حلاج عضو گروه بنیانگذاران «انجمن نظارت مردم برقراردادهای عمومی» و نیز عضو «انجمن اصلاح نظام قانونگذاری» و عضو «انجمن گسترش سواد دموکراسی»، محمد داوری سخنگوی «سازمن معلمان ایران» و عضو بنیانگذاران «انجمن اصلاح ساختاری احزاب سیاسی» (اساس)، رسول بابارضا عضو گروه بنیانگذاران «انجمن تعلیمات اجتماعی کودکان» (تاک)، سهیل فاضلی عضو گروه بنیانگذاران «انجمن ترویج دستور شرف» و دبیر این گروه، ابوالفضل علیآبادی عضو «انجمن اصلاح نظام قانون گذاری»، محمد قايممقامی عضو «انجمن گسترش سواد دموکراسی»، پیمان رحیمینژاد عضو هیأت امنای محله هزار سنگ (کوهشار)، و داود حسین حضور داشتند.
تأکید بر درج سمتها و مسؤلیتهای کسانی که در هشتمین نشست گروه بنیانگذارن انجمن اصلی شرکت کرده بودند، آگاهنه و عمدی است. این امر نشان میدهد بسیاری از کسانی که قرار است به عنوان بنیانگذار، «انجمن اصلی» را تأسیس کنند، در یک یا چند انجمن و سازمان دیگر که به نحوی در امر ترویج قواعد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) فعالیت میکنند، عضو هستند. از همین رو، ایده تأسیس «کانون انجمنهای اصلی اختصاصی» (نام موقت) را باید جدی گرفت.
نوشتهای که در ادامه تقدیم میشود میکوشد جنبههای مختلف این ایده را بررسی کند و تفاوتهای بین «کانون/کنوانسیون» با «انجمن/اسمبلی» را توضیح دهد؛ به این امید که به گفتگوی درونسازمانی در باب معماری «انجمن اصلی» دامن بزند:
«مسأله اصلی»
پیامد برگزاری «کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی» تأسیس «انجمن اصلی» است که اکنون نحوه معماری آن مورد بحث و بررسی است. برای خوانندگانی که از تاریخچه ۱۳ ساله این ماجرا با خبر نیستند، ارایه توضیح اجمالی ضرروی است تا اهمیت تاریخی مسأله، چنانکه باید، درک شود. در این روایت تکراری نکات تازه فراوانی هم ذکر خواهد شد تا برای خوانندگان قدیمی بیش از حد کسالتبار نباشد.
مراحل چهارگانه آشنایی با قواعد دموکراسی
به برکت اینترنت، چهارمین مرحله آشنایی ایرانیان با کتاب دستورنامه رابرت روز سهشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۶ صورت گرفت: مترجم این کتاب که از اوایل دهه ۷۰ مسؤلیت سردبیری و انتشار مجلات چندین سازمان و انجمن را برعهده داشت، به ویژه پس از جنبش دوم خرداد، مانند بسیاری از ایرانیان معاصر، درپی کشف عواملی برآمده بود که ممکن بود به ایرانیان کمک کنند تا مهارت خود را برای ساختن «جوامع مردم خودقانونگذار (دموکراسی حقیقی) ارتقا بخشند. در جریان پژوهش در اساسنامههای جامعه/انجمن/سازمانهای جوامع توسعهیافته دریافت که در بسیاری از اساسنامههای انجمنهای موفق، بندی وجود دارد که در آن تصریح شده است: آخرین ویرایش کتاب دستورنامه رابرت مرجع پارلمانی آن انجمن است و قواعد مندرج در آن، هرجا کاربرد داشته باشد و با مصوبات انجمن مغایرت نداشته باشد لازمالاجرا خواهد بود. بلافاصله، ویرایش سال ۱۹۱۵ کتاب را که از پتنت خارج شده بود و در فضای الکترونیکی در دسترس قرار داشت، پرنیت گرفت و همان روز اعلام کرد که مؤسسه تحت مدیریتش از آن پس به ترویج این قواعد اختصاص داده خواهد شد. پس میتوان ۲۱ فرودین ۱۳۸۶ را مبدأ چهارمین مرحله آشنایی با دستورنامه رابرت تلقی کرد.
مترجم کتاب دستورنامه رابرت در پژوهشهای بعدی خود دریافت که جوان شانزده سالهای به نام شوقی افندی که ۱۱۰ سال قبل در دانشگاه آمریکایی بیروت تحصیل میکرده است، در نخستین شماره نشریه اتحادیه دانشجویی دانشگاه آمریکایی بیروت که در سال ۱۹۱۵ منتشر شده است، مقالهای به انگلیسی منتشر کرده است که در آن دستورنامه رابرت را به اعضای اتحادیه معرفی کرده و به آنان خاطر نشان ساخته است که هر اساسنامهای باید در چارچوب قواعد دستورنامه رابرت (یا رویه عام پارلمانی) تدوین شود و اساسنامه اتحادیه ما هم در چارچوب همین رویه پارلمانی تأسیس شده است و هدف اتحادیه نیز این است که دانشجویان با این رویه آشنا شوند. وی در مقاله خود به دانشجویان عضو اتحایه سفارش کرده است که اگر تا کنون کتاب دستورنامه رابرت را مطالعه نکردهاند به کتابخانه دانشکده مراجعه کنند و این کتاب را برای مطالعه به امات بگیرند.
بعدها شوقی افندی در مقام رهبری بهاپیان اقدامات مهمی انجام داد که به نظر میرسد سازماندهی به بهاپیان در چارچوب این قواعد نیز یکی از آنها باشد.
به این ترتیب میتوان (با صرفنظر کردن از مواجههای اولیه روشنفکران صدر مشروطه با رویه پارلمانی) مواجه آن دانشجوی شانزده ساله ایرانی را نخستین موپاجه با دستورنامه رابرت تلقی کرد که ۹۲ سال پیش از مواجه چهارم صورت گرفته است.
مواجهه دوم و سوم
برخی از رهبران و بنیانگذاران کنفدراسیون دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور به مترجم کتاب دستورنامه رابرت توضیح دادهاند که در جریان تأسیس و اداره آن کنفدراسیون از راهنماییهای کتاب دستورنامه رابرت استفاده کردهاند. علاوه بر این، کم نیستند دانشجویان عضو انجمنهایی که آن کنفدراسیون را تشکیل داده بودند که میگویند در همان سالها با این کتاب نیز آشنا شدهاند. با این حساب، دومین مواجه ایرانیان با این کتاب در سالهای پیش از انقلاب و در آمریکا صورت گرفت. اما در آن سالهای هژمونی ایدئولوژی، ضرورت قواعدی که براساس آنها بتوان، ضمن احترام به اختلالفات، آنها را مدیریت کرد، احساس نمیشد و کسی به اهمیت قواعد کاربردی دمکراسی توجهی نداشت.
سومین مواجه ایرانیان با دستورنامه رابرت به صورت ضمنی صورت گرفته است: دو برادر گمنامی که گفته میشود در اواخر دهه شصت نخستین حلقه انجمن معتادان گمنام ایران را در قرچک ورامین بنیانگذاشتند، و به این ترتیب سبب شدند که ـ به گفته برخی از اعضای این انجمن ـ حدود یک میلیون عضو این انجمن، کم و بیش، طبق قواعد دستورنامه نشستهای خودشان را مدریت کنند، زمینهساز سومین مواجهه ایرانیان با این قواعد شدهاند.
در بخش پایانی کتابچهی «راهنمای تشکیلات محلی» این انجمن که به فارسی ترجمه شده، مجموعه سادهشدهای از دستورنامه ارایه و تصریح شده است که این قواعد «براساس کتاب دستورنامه رابرت تنظیم گردیده است. . . و در برخی جزئیات با قواعد رابرت تفاوت دارند. ازاینرو، کمیتهٔ شما ممکن است مصلحت بداند که با اتخاذ یک تصمیم کلی، این قواعد را بهعنوان مرجع [پارلمانی] خود بپذیرد».
گفتنی است که اعضای شعبه ایرانی این انجمن از همین دسوترنامه اختصاصی و مختصر استفاده میکنند و تا همین حد آشنایی با قواعد سبب شده است که این انجمن با حدود یک میلیون عضو به بهترین نحو به فعالیت خود ادامه دهد.
اشاره به این سه تجربه تاریخی نشان میدهد که چطور آشنایی نسبی این سه گروه از ایرانیان با دستورنامه رابرت سبب شده است تا در سازماندهی به خودشان به نحو قابل قبولی موفق عمل کنند.
ارتقای مداوم
از هر منظری و با هر میزانی که چهارمین مرحله آشنایی ایراینان با قواعد دستورنامه رابرت مورد ارزیابی قرار بگیرد، یک شاخصه آن برجسته است: ارتقای مداوم.
از زمانی که ترجمه ویرایش دهم (۲۰۰۰) کتاب دستورنامه رابرت آغاز شد، قسمتهای ترجمه شده در اختیار تعدادی از فعالان سیاسی/اجتماعی پروفشنال قرار میگرفت که مترجم کتاب، به عنوان سردبیر، و در جریان انتشار نشریات سازمانهای متبوع آنان با آنان آشنا شده بود. با دعوت از تعدادی از همان افراد بود که نخستین نشست «کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی» صبح روز یکشنبه ۱۷ اردیهبشت ۱۳۹۱ در سالن هیأت مدیره انجمن شرکتهای ساختمانی تهران با میزبانی آقای مهندس محمد عطاردیان بنیانگذار کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمایی برگزار شد. هدف آن بود که قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت به حاضران در آن کارگاه معرفی و تمرین شود تا در جریان عمل بهترین روش به کارگیری این قواعد کشف شود. «انجمن اصلی» که در این نوشته کیفیت معماری آن بررسی میشود، یکی از پیامدهای تلاش همان گروه از فعالان سیاسی و اجتماعی است که با صرف عمر گرانقدر خود و شرکت در ۱۰۰ نشست طی ۱۳ سال گذشته زمینه را برای آغاز «تجربه یک جهش فرهنگی» فراهم آوردند و هنوز نیز از هیچ کوششی برای موفقیت این جریان کوتاهی نمیورزند [1]
اعضای «کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی» ـ که بعدها به عنوان «جریان اصلی» معرفی شدند ـ در دومین مرحله از فعالیت خود، با عنوان «گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی» نشستهای ماهانه خود را برگذار میکردند و در جریان هر نشست از ۵ فعال سیاسی اجتماعی پروفشنال نیز دعوت به عمل میآوردند تا در نشستهای این گروه شرکت کنند و در جریان فعالیتهای آن قرار بگیرند و به عنوان بنیانگذاران انجمن اصلی در مجمع مؤسس این انجمن حضور یابند.
به این ترتیب طی دومین مرحله از فعالیت «جریان اصلی» از ۱۳۰ فعال اجتماعی دعوت شد تا در نشستهای گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی شرکت کنند. اما پیش از برگزاری مجمع مؤسس انجمن اصلی، فقط حدود ۶۰ نفر از مدعوان آمادگی و شرایط لازم برای مشارکت در مجمع مؤسس انجمن اصلی را داشتند. نشستهای بعدی بنیانگذاران انجمن اصلی نشان داد تعداد کسانی که میتوانند به صورت پروفشنال در این زمینه فعالیت کنند، فعلا نمیتواند زیاد باشد و این عده نیز همان کسانی هستند که در انجمنهای دیگری هم که در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» تأسیس شدهاند هم حضور دارند و همین واقعیت سبب شد تا ایده تأئیس «کانون انجمنهای اصلی اختصاصی» (نام موقت) به جای «انجمن اصلی» مطرح شود.
«جریانهای دیگر»
در کنار نشستهای «جریان اصلی» در طول سیزده سال گذشته، به طور متوسط هر هفته دست کم سه کارگاه آموزش دستورنامه رابرت برای فعالان سیاسی اجتماعی گوناگون برگزار شده است. برخی از کارورزانی که در این کارگاهها شرکت کردهاند همان کسانی هستند که از آنان به عنوان مهمان دعوت شده است تا در نشستهای جریان اصلی هم حضور یابند. بسیاری از اینان به عنوان بنیانگذاران انجمنهای گوناگون به فعالیت خود ادامه دادهاند و اخبار و گزارش فعالیت آنها در زیربخشهای مختلف بخش«اخبار ساخت جوامع طراز نوین» در دسترس است. به این ترتیب، غیر از «انجمن اصلی» تعداد قابل توجهی انجمن دیگر نیز تأسیس شده است که تمام آنها در چند ویژگی با انجمن اصلی شریک هستند:
۱. تمام آنها کتاب دستورنامه رابرت را به عنوان مرجع پارلمانی خود انتخاب کردهاند و به این ترتیب، قرار است براساس موازین دموکراسی اداره شوند.
۲. به همین اعتبار، به طور ضمن سبب ترویج هرچه بیشتر این قواعد میشوند.
۳. بسیاری از آنها مشخصاً با این هدف تأسیس شدهاند که نیروی اجتماعی لازم برای اصلاح ساختاری یک قلمروی اجتماعی خاص را تأمین و روند اصلاحات ساختاری را مدیریت کنند.
با توجه به هدف سه وجهی «انجمن اصلی» که مشابه بندهای سه گانه فوق است، میتوان دریافت بسیاری از انجمنهای دیگری که حتی پیش از انجمن اصلی در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» تأسیس شدهاند، همان هدف انجمن اصلی را دنبال میکنند، با یک تفاوت: هدف انجمن اصلی به صورت کلی بیان شده است در حالیکه هدف انجمنهای مشابه، اختصاصی است و به یک قلمرو خاص اختصاص داده شده است. به چند نمونه از این انجمنها شاره میشود:
هدف انجمن اصلاح نظام قانونگذاری در پرتو علم حقوق پارلمانی، همانطور که از نام این انجمن میتوان حدس زد «تأمین نیروی اجتماعی لازم برای اصلاح نظامقانونگذاری در کشور در پرتو علم حقوق پارلمانی» است.
هدف سازمان حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوین شهر و روستا، نیز ـ همانطور که از اسمش پیداست ـ تأمین نیروی اجتماعی لازم جهت مدیریت اصلاحات ساختاری در عرصه حکومتهای محلی به نحوی است که ساختارهای موجود براساس موازین دموکراسی بازآفرینی شوند.
در بیانیه تأسیسانجمن اصلاح ساختاری احزاب سیاسی (اساس)، پس از برشمردن دلایل ضرورت تأسیس چنین انجمنی آمده است:
بنا براین، تصویب میشود؛ با شناسایی و دعوت از این اشخاص (کسانی که با دستورنامه رابرت آشنا شدهاند) نسبت به تأسیس انجمنی بر اساس قانون عام پارلمانی تأسیس شود تا به عنوان یک انجمن اختصاصی در چارچوب انجمن اصلی و همراه با انجمنهای اختصاصی دیگری که در دست تأسیس هستند، فرایند اصلاح ساختاری احزاب سیاسی موجود و تأسیس احزاب و سازمانهای سیاسی جدید بر اساس آموزههای دستورنامه رابرت را رهبری کند.
با توجه به این که ویرایش اول بیانیه تأسیس انجمن «اساس» ۸ آبان ۱۴۰۰ تدوین شده است، مشخص میشود که از چهار سال پیش که ایده تأسیس این انجمن شکل گرفته است، هدف این بوده است که «به عنوان یک انجمن اختصاصی در چارچوب انجمن اصلی و همراه با انجمنهای اختصاصی دیگری که در دست تأسیس هستند» برای تحقق هدف خوپد فعالیت کند.
انجمن بازنگری قانون اساسی
از یک منظر میتوان گفت که هدف نهایی «تجربه یک جهش فرهنگی» اصلاح بنیادین نظام سیاسی براساس موازین دموکراسی است. زیرا چنین به نظر میرسد که نظام سیاسی پیامد نظام فرهنگی هر جامعه است و البته هر نظام سیاسی بر وضعیت فرهنگی آن جامعه نیز تأثیرات مطلوب یا نامطلوب خود را برجای میگذارد.
با توجه به همین فرضیه بود که دفتر کادرهااز ابتدا تأکید خود را بر آموزش و تمرین و ترویج مهارتهای ساخت و اداره جوامع مردم خودقانونگذار متمرکز کرده است. از همین رو، هسته اولیه گروه حامیان تأسیس انجمنی با نام موقت «انجمن قانون اساسی» در اواخر سال ۱۴۰۰ شکل گرفت. نخستین پیشنویس قطعنامه بیانیه تأسیس این انجمن در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۴۰۰تهیه شده است. در این قطعنامه ۶ تز به شرح زیر ارایه شده است:
از آنجا که «حاکمیت» در هر جامعه، حقی است مشاع که به صورت برابر به تک تک اعضای همان جامعه تعلق دارد؛
از آنجا که قانون عام پارلمانی (به روایت دستورنامه رابرت) معرفت و مهارت مورد نیاز برای ساخت حاکمیت در جامعه بر اساس حق برابر تکتک اعضای هر جامعه را در اختیار آنان قرار میدهد؛
از آنجا که به رغم بیش از یک قرن تلاش برای ساخت جوامع مبتنی بر قانون اساسی، اصول بدیهی و اولیهی قانون عام پارلمان نیز ناشناخته باقی مانده است؛
از آنجا که به دلیل ناآشنایی با علم و فلسفه حقوق پارلمانی سازمانهای حاکمیتی که در سطوح مختلف ایجاد شدهاند ناکارآمد، فسادپذیر و سد راه توسعه هستند؛
از آنجا که انجام اصلاحات ساختاری برای حل این مشکلات مستلزم ارتقای معرفت و مهارت گروههای وسیعی از نخبگان شرافتمند کشور در امر ساخت جامعه بر اساس اساسنامه/قانون اساسی است؛
و از آنجا که «قانون اساسی» جوامع در سطح محلی، استانی و ملی با اساسنامههای سایر جامعه/انجمنها تفاوتهای مهمی دارد که لازم است مورد توجه ویژه قرار بگیرد؛ پیشنهاد میشود. . .
پیشنهاد ارایه شده در آن قطعننامه، ایجاد «سازمانی برای ترویج تأسیس انجمنهای قانون اساسی در سطوح محلی، استانی و ملی به منظور ترویج معرفت و تمرین مهارت مورد نیاز برای سازماندهی به مردم در جهت ساخت جوامع مبتنی بر قانون اساسی در پرتو علم و فلسفه حقوق پارلمانی» بوده است.
یکی از اعضای هسته اولیه گروه حامیان تأسیس این سازمان زنده یاد قاسم کمیلی بود که بعدها به خاطر ابتلا به بیماری دار فانی را وداع گفت و همینجا یاد و نام وی گرامی داشته میشوپد.
به مرور ایده تأسیس سازمانی برای تأسیس انجمنهای قانون اساسی در سطح محلات» به ایده تشکیل «سازمان حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوین شهر و روستا» تکامل یافت و این سازمان در حال حاضر به فعالیت خود ادامه میدهد و قرار است روز سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ مراسم تأسیس خود را در دفتر کادرها برگزار کند. با این همه، ایده تأسیس انجمنی (با نام موقت) «بازنگری قانونی اساسی» (انجمن بقا) یک چشمانداز ملی است. زیرا قانون اساسی به مثابه یک نظام شامل تمام ارکان و اندامهای مهم هر جامعه است که باید مثل یک ساعت در هماهنگی با هم و در جهت خیر عمومی عمل کنند. از همین رو، تلاشها برای تشکیکل هسته اولیه گروه حامیان تأسیس انجمن «بقا» با دعوت از شخصیتهای شرافتمند، متعهد و آگاه در جریان است و دستاودرها در این زمینه نیز قابل توجه بوده است.
همانطور که گفته شد هدف ضمنی تمام انجمنهایی که براساس موازین دموکراسی در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» و در دفتر کادرها تأسیس میشوند، ترویج قواعد دموکراسی است. با این همه، در خرداد ۱۴۰۳ هسته اولیه انجمنی شکل گرفت که بعدها با نام «انجمن گسترش سواد دموکراسی» به فعالیت خود ادامه داد. در حال حاضر، به همت همین انجمن کارگاههای آشنایی با قواعد دموکراسی به صورت حضوری و غیرحضوری برگزار میشود و از درون نخستین کارگاه غیرحضوری که به همت این انجمن برگزار شد، «گروه حامیان تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور» متشکل از ۱۴ نفر از فعالان سیاسی اجتماعی شکل گرفت که هدفش تأسیس «کانون انجمنهای گسترشس سواد دموکراسی» است. [2] هدف انجمنهای گسترش سواد دموکراسی «ترویج قواعد دموکراسی در انواع مجامع تصمیمگیری و تربیت کادر برای تحقق این هدف» است.
از سوی دیگر، گروههای دیگری از فعالان اجتماعی نیز برای ترویج همین قواعد در برخی از مجامع تصمیمگیری اقدام به تشکیل انجمنهای اختصاصی کردهاند. به عنوان نمونه، گروه بنیانگذارن «انجمن تعلیمات اجتماعی کودکان» (تاک) در دی ماه ۱۴۰۰ تشکیل شد و فعالیتهای این گروه در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» به صورت موقت به حالت تعلیق درآمد و تلاشها برای آغاز فعالیت مجدد آن در جریان است. هدف این انجمن، همانطور که از نام آن پیداست، تأمین نیروی انسانی لازم و مدیریت آن برای ترویج قواعد ساخت جوامع مردم خودقانونگذار (دموکراسی حقیقی) در میان دانشآموزان است. طیف گستردهای از فعالان اجتماعی با تخصصهای گوناگون که البته تمام آنان به نحوی به کودکان و نوجوانان و نظام آموزش عمومی مرتبط هستند، گروه بنیانگذاران این انجمن را تشکیل دادهاند.
به عنوان نمونهای دیگر میتوان به تشکیل هسته اولیه گروه حامیان تأسیس انجمنی اشاه کرد که نخستین نشست خود را ۲۱ آذر ۱۴۰۴ برگزار کرده است و هدفش ترویج این قواعد در میان دانشجویان است. این انجمن در دست تأسیس تلاش میکند تا آموزش این قواعد به صورت نظاممند به دانشجویان برخی از رشتههای دانشگاهی عرضه شود.
یکی از بازارهای وسیع و بالقوه قواعد دموکراسی مجامع تصمیمگیری در مجتمعهای آپارتمانی است. برای مخاطب قرار دادن اعضای این مجامع تصمیمگیری و ترویج سواد دموکراسی در میان ساکنان و مالکان آپارتمانها، هستهی اولیه انجمنی شکل گرفته است که نخستین نشست خود را ساعت ۴ و ۳۰ دقیقه بعد از ظهر روز یکشنبه ۲ آدر ماه ۱۴۰۴ برگزار کرده است و قرار است هر هفته روزهای یکشنبه نشستهای خود را برگزار کند.
کانون انجمنهای محلی توسعهپایدار
یکی دیگر از انجمنهایی که براساس دستورنامه رابرت بازآفرینی شده «انجمن خانه مانا» است. چشمانداز بزرگ این انجمن کوچک «تشکیل کانون انجمنهای محلی توسعهپایدار در سطح ملی» است. این انجمن در عین حال عضو هسته اولیه گروه حامیان تأسیسکنفدراسیون انجیاوهای توسعهگرا است که متن بیانیه تأسیس آن که روز ۳ بهمن ۱۴۰۳ تدوین و تصویب شده است، به عنوان یک نمونه، در ادامه نقل میشود:
پیشنویس
بیانیه تشکیل گروه حامیان تأسیس:
«کنفدراسیون انجیاوهای توسعهگرا»
(نام موقت)
از آنجا که «توسعه پایدار» هدف مشترک بسیاری از انجیاوهای فعال در ایران امروز است؛
از آنجا که آشنایی هرچه عمیقتر مسئولان و اعضای این گروه از انجیاوها با قواعد دموکراسی (دستورنامه رابرت) احتمالاً سبب خواهد شد تا مهمترین مانع توسعهیافتگی را، که از طریق آموزش و تمرین قابل رفع است، به صورت شهودی درک کنند؛
از آنجا که کسب مهارت تأسیس جوامع مدرن بر اساس قواعد دموکراسی، یکی از پیششرطهای ضروری توسعه پایدار است؛
از آنجا که در حال حاضر تعداد معدودی از فعالان اجتماعی توسعهگرا، کم و بیش با قواعد دستورنامه رابرت آشنا شدهاند؛
از همین رو پیشنهاد میشود؛ با دعوت از فعالان اجتماعی توسعهگرای آشنا با قواعد دموکراسی، گروه حامیان تأسیس انجیاوهای توسعهگرا برای تحقق هدفهای زیر فرخوان شود:
۱. تشکیل سازمان موقت تأسیس کنفدراسیون انجیاوهای توسعهگرا (نام موقت) بر اساس قواعد دموکراسی
۲. تدوین پیشنویس بیانیه کنفدراسیون انجیاوهای توسعه گرا، در پرتو آشنایی با قواعد دموکراسی
۳. برگزاری اجلاس بنیانگذاران کنفدراسیون انجیاوهای توسعهگرا و تأسیس این کنفدارسیون در چارچوب قواعد دموکراسی.
۴. و تدوین برنامه استراتژیک ۵ ساله و تدوین راه نفشه برای سال اول و آغاز فعالیتها طبق برنامه مدون، برای ترویج فرهنگ توسعهپایدار و بازسازی جوامع شبهمدرن در پرتو علم حقوق پارلمانی و قواعد دموکراسی.
جمعبندی اول
آنچه که آمد گزارش فعالیت برخی از جامعه/انجمن/سازمانهایی بود که طی سالهای اخیر، به همت گروهی از فعالان اجتماعی سیاسی پروفشنال و متعهد، براساس کتاب دستورنامه رابرت (قواعد دموکراسی)تأسیس شدهاند یا در دست تأسیس هستند و به این اعتبار در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» قرار میگیرند. بدیهی است فعالیتهای صورت گرفته در چارچوب «جهش فرهنگی» بسیار فراتر از این مقدار بوده است و علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانند بخشهای مختلف این وب سایت را مرور کنند. اما از آنجا که موضوع اصلی این نوشته بررسی مناسبتترین ساختار برای انجمن اصلی است، فقط به بخشی از فعالیتهای انجام شده با این هدف اشاره شود که اولا، تعداد اعضای بالقوه انجمن اصلی بسیار زیاد هستند، ثانیا، تمام آنان در انجمنهای دیگری غیر از انجمن اصلی نیز فعالیت دارند، و ثالثاً، هدف انجمنهای متبوع آنان مصداق مشخصی از هدف کلی انجمن اصلی است. از همین رو ائتلاف و اتحاد تمام آنان در یک پیکره واحد کاملاٌ ضروری است و اساسا، تمام این انجمنها با همین هدف تأسیس شدهاند که در نهایت در چارچوب یک کانون/کنوانسیون با هم همکاری کنند.
همانطور که گفته شد، هدف تمام این انجمنها با هدف سهوجهی انجمن اصلی، کموبیش، یکسان است. بیانیه تأسیس انجمن اصلی را ملاحظه کنید:
پیشنویس بیانیه تأسیس
انجمن اصلی
۱. از آنجا که تمام سازمانهای مدرنی که طی سده اخیر در ایران معاصر شکل گرفتهاند، بر مبنای اساسنامه/قانون اساسی تأسیس شدهاند؛
۲. از آنجا که آشنایی با علم حقوق پارلمانی، ادامه تلاش ملت ایران برای ساختن جامعههای مدرن بر اساس قانون اساسی/اساسنامه است؛
۳. از آنجا که آشنایی ملی با علم حقوق پارلمانی امکان فهم کاستیها و نواقص موجود در ساختارهای ناقص فعلی را فراهم میآورد؛
۴. از آنجا که بهترین روش برای فراگیری علم حقوق پارلمانی مشارکت در تأسیس جامعه/انجمن/سازمان بر اساس قواعد عقلی و منطقی قانون عام پارلمانی است؛
۵. از آنجا که تحولات جاری در ایران امروز که با شعار «زن، زندگی و آزادی» درکشور شروع شده است فرصت طلایی برای ترویج قواعد دموکراسی در اختیار نهادهای مدنی و غیرحاکمیتی قرار میدهد؛
۶. از آنجا که اصلاحات ساختاری ساختارهای فشل موجود مستلزم بازآفرینی تدریجی آنها بر اساس علم حقوق پارلمانی است؛
۷. و از آنجا که این بازآفرینی مستلزم آن است که حاملان این اصلاحات مهارت لازم برای انجام برنامههای اصلاحی خود را فرا گرفته باشند؛
از همینرو این پیشنهاد به تصویب میرسد که انجمن اصلی با هدفهای زیر تأسیس شود:
یک. آموزش، تمرین و ترویج قانون عام پارلمانی و علم حقوق پارلمان در جریان تأسیس و مدیریت انجمن اصلی
دو. شناسایی مشکلات ساختاری سازمانهای موجود در پرتو علم حقوق پارلمانی
سه. کسب مهارتهای لازم برای اصلاح این مشکلات و تلاش برای بازآفرینی ساختارهای موجود بر اساس مهارتهای کسب شده.
ملاحظه میکنید که هدف سهوجهی انجمن اصلی به صورت کلی تدوین شده است، در حالیکه سایر انجمنهای فعال در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» همین هدف را در یک قلمروی خاص دنبال میکنند. بسیار خوب. اما به رغم این همپوشانی هدفها، چه لزومی دارد که این انجمنها در چارچوب یک کانون/کنوانسیون با هم همکاری کنند؟
دلایل آموزشی
یکی از دلایلی که میتوان برای ضرورت تشکیل کانون/کنوانسیون ارایه داد، جنبه آموزشی دارد. به این معنا که تا کنون تمام انجمنهای که براساس دستورنامه تأسیس شدهاند، فقط قواعد ناظر بر تشکیل یک انجمن را تمرین کردهاند. در حالیکه قواعد ناظر برائتلاف و اتحاد انجمنها با قواعد ناظر بر تشکیل انجمنها کاملا متفاوت است. در نتیجه ضروری است که این انجمنها روند تأسیس و تشکیل کانون/کنوانسیون را هم شروع کنند تا زمینه برای معرفی، آموزش و تمرین این قواعد فراهم شود.
این قضیه به ویژه از این جهت اهمیت دارد که تا کنون احزاب، سازمانها و کانونهای بسیاری در سطح ملی تأسیس شده و در حال فعالیت هستند، اما با قواعد استاندارد
و منطقی ناطر بر تشکیل کنوانسیون آشنا نیستند و به همین دلیل، فعالیت این تشکلهای ملی با مشکلات رویهای متعددی دست و پنجه نرم میکند که حتی از وجود آنها نیز بیخبرند.
دلایل کارکردی
هدف غائی «تجربه یک جهش فرهنگی» بازآفرینی نظام فرهنگی، اجتماعی و سیاسی براساس موازین دموکراسی است. هر چند یک نظام سیاسی از ارکان و اجزای مختلفی تشکیل شده است، اما تمام این اجزا و اندامها باید بتوانند به مثابه یک پیکر واحد یک «فعالیت» واحد را مدیریت کنند و آن فعالیت واحد «حاکمیت» است که امری است یکپارچه و البته محل منازغه و اختلاف:وحدت اضداد!. و مهمترین ویژگی رویه پارلمانی این است که میتواند عمیقترین و شدیدترین اختلافات را به منصفانهترین روش ممکن مدیریت کند.
از آنجا که هر یک از انجمنهای فعال در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» اصلاحات ساختاری در یکی از اجزا یا ارکان نظام مستقر را دنبال میکنند،
و از آنجا که این اجزا و ارکان قرار است به مثابه یک پیکره واحد عمل کنند،
از همین رو ضروری است که تمام انجامنها از برنامهها و فعالیتهای یکدیگر آگاه باشند و در هماهنگی با هم عمل کنند. کنوانسیون انجمنهای اصلی اختصاصی مناسبترین رکن برای ایجاد این هماهنگی است.
به این ترتیب، نتیجه میشود که تشکیل کانونی از انجمنهای اختصاصی براساس موازین دموکراسی هم به ترویج و تمرین این قواعد در سطحی بالاتر مددد میرساند و هم امکان و زمینه تحقق هدف انجمن اصلی را فراهم میآورند.
از روی دست دیگران
هرچند قواعد ناظر بر روند تأسیس کنوانسیون در فصل ۱۹ کتاب دستورنامه رابرت با عنوان «کنوانسیون» تشریح شده است، با این همه، مرور تجربههای دیگران در این زمینه، امکان میدهد تا علاوه بر قواعد کلی تشریح شده در این فصل از کتاب، تجربههای مصداقی کانونهای مشابه نیز مورد توجه قرار بگیرد. از همین رو، و به منظور انتقال تجربه یک کانون مشابه، اساسنامه کانون ملی پارلمانتارینها به فارسی ترجمه شده تا در اختیار علاقمندان قرار بگیرد. مرور این کتابچه درسهای ارزشمندی در اختیار قرار خواهد که میتواند در سازماندهی به انجمن اصلی به بنیانگذاران این انجمن کمک کند.
در بخش پایانی این نوشته به نکاتی اشاره میشود که ـ با توجه به تجربهی کانون ملی پارلمانتارینها - لازم است در سازماندهی به کانون انجمنهای اصلی اختصاصی به آنها توجه کرد.
عضویت در انجمنهای مختلف
در حال حاضر برخی از افراد در چند انجمن عضو هستند که قرار است تمام آن انجمنها عضو کانون باشند. در نتیجه باید سازوکاری تعریف شود که هزینه عضویت این اعضا و نحوه رأی دادن آنان در کنوانسیون و انجمنهای مختلف مشخص شود.
انجمنهای الکترونیکی
استقبال از انجمنهای الکترونیکی رو به گتسرش است. تکنولوژیهای ارتباطی جدید فاصلهها را از بین بردهاند در نتیجه، انجمنهای الکترونیکی دیگر به یک محل جغرافیایی محدود نمیشوند و هر کس از هر کجای جهان میتوان عضو یک انجمن الکترونیکی شود. وضعیت و کیفیت عضویت این انجمنهای الکتروینیکی در کانون هم باید تعریف و مشخص شود.
انجمنهای متفاوت
هرچند انجمنهایی که قرار است کانون انجمنهای اصلی اختصاصی را تشکیل دهند، هدف و کارکردهای نسبتاً مشابهی دارند، اما در هر حال، کارکرد، اندازه و چه بسا وضعیت جغرافیایی آنها یکی نیست. از همین رو باید برای این تفاوتها رویههای مناسبی پیشبینی کرد.
کارکردهای مشترک
اجرای بعضی از طرحها که خطوط کلی آن در گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی به تصویب رسیده است، مانند طرح بازآفرینی پروفشنها از شبهپروفشنهای دولتی، و طرحهای دیگری مانند ایجاد مدرسه حقوق پارلمانی (یا مدرسه کادرهای دموکراسی) [هردو نام موقت هستند]، یا تأسیس انجمن کادرهای دموکراسی و نیز تأسیس نهادی با عنوان موقت «شورای مرجعیت» (یبورد پروفشنال) که مسؤلیت صدور پروانه و مجوزها را برعهده خواهد گرفت، ا زجمه طرحهایی هستند که باید با کمک تمام انجمنهای فعال در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» تأسیس و مدیریت شوند. کانون انجمنهای اصلی اختصاصی رکن مناسبی است که دربارهی این ساختارهای ملی تصمیمگیری کند.
با عنایت به توضیحاتی که ارایه شد، انتظار میرود گروه بنیانگذاران انجمن اصلی با شناسایی و دعوت از فعالان اجتمماعی و سیاسی که در روند تأسیس انواع انجمنها در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» نقش داشتهاند، تلاش کند تا روند تأسیس یک کانون ملی براساس قواعد دستورنامه رابرت و تجربههای دیگران برای اجرای اصلاح ساختاری نظام مستقر کلید بخورد و به تکامل مداوم خود ادامه بدهد.
[1] نام آنان: آقایان مجتبی امیری، محمدحسین بنیاسدی، محمد بهشتی، مهدی جمالی بحری، داود حسین، محسن رزمخواه، عبدالتاح سلطانی، بهرام شهریاری، محمد عطاردیان، آرش کیخسروی، علیاصغر گلرسخی، مصطفی معین.
[2] بنیانگذاران این گروه عبارتند از: خانمها؛ ۱. نسیم افضلی، ۲. لعیا جعفری، ۳. ساغر میرطالبی، و آقایان: ۴. امید ملکزاده، ۵. محمدرضا پژوهان، ۶. جمشید ایرانی، ۷. حسین جعفری، ۸. فریدون کریمی، ۹. رضا غفاری، ۱۰. منصور پروین، ۱۱. محسن صفرپور و ۱۲. بابک آذرباد، ۱۳. فرجالله جهانگیری و ۱۴ داود حسین.
fa
اخبار ساخت جوامع طراز نوین
انجمن اصلی
?
