این بخش که روز دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴ راهاندازی میشود به انتشار اخبار و گزارشهای مربوط به تأسیس انجمنی برای ترویج قواعد تصمیمگیری جمعی (طبق دستورنامه رابرت) در مجامع ساختمانی راهاندازی میشود.
همانطور که مدارس، دبیرستانها و دانشگاهها مناسبترین مکان برای ترویج قواعد دموکراسی و ارتقای مهارتهای ساخت جوامع مردم خودقانونگذار (دموکراسی حقیقی) در میان کودکان، نوجوانان و جوانان هستند، به نظر میرسد مجامع مجتمعهای ساختمانی، اعم از مسکونی، تجاری و اداری، نیز، میتوانست مناسبترین بستر برای ترویج سواد دموکراسی در میان شهروندان باشد. اما در حال حاضر، به نظر میرسد با برگزاری هر نشستی، که طبعاٌ در غیاب قواعد عقلی و منطقی مورد توافق اداره میشوند، بیاعتمادی و بیاحترامی متقابل است که بیتشر میشود و چه بسا پس از برگزاری چند مجمع عمومی، همه اعضا به این نتیجه برسند که بهتر است مدیر ساختمان کلیه امور مجتمع را رتق و فتق کند و برای همیشه قید برگزاری هر مجمع تصمیمگیری را بزنند! این قصه پیچیده است و هر تلاشی برای ساده کردن تحلیل این ماجرا حاکی از کمدانشی است. با این همه، مقایسه سردستی قانون مالکیت آپارتمان در کشورهایی مثل هند، فرانسه، انگلستان و ایالات متحده با قانون مالکیت آپارتمان در ایران یک تفاوت اساسی را نشان میدهد که ممکن است، در این زمینه مؤثر باشد: در حالی که مالکیت آپارتمانها درقانون کشورهای مذکور به صورت شرکت سهامی و تعاونی است، و مالک هر آپارتمان در مجمع تصمیمگیری به اندازه ارزش واحد مسکونی خود حق رأی دارد، و تصویب موضوعات مختلف به آرای متفاوتی نیاز خواهد داشت، اما در قانون مالکیت آپارتمانها در ایران مالک هر آپارتمان در امر تصمیمگیری در امور مشاع ساختمان حق وتو دارد. این نوع خاص از روابط حقوقی تا چه اندازه در کم اهمیت شدن مجمع مجتمعهای مسکونی تأثیر گذشته است؟
مسأله مهمی است؛ اما مسائلی از این دست نیاز به تحقیق دارد. با این همه، این فرضیه مطرح است که چه بسا آشنایی نسبی و تدریجی ساکنان مجتمعهای مسکونی با قواعد بدیهی و عقلی اداره مجامع تصمیمگیری (آنطور که در دستورنامه رابرت تشریح شده)، به رغم حق وتوی مالکان آپارتمانها، ممکن است به ارتقای احترام و اعتماد متقابل بین اعضای مجامع ساختمانی مدد برساند. از همین رو، از نخستین روزهای آغاز «تجربه یک جهش فرهنگی»، مجامع مجتمعهای ساختمانی یکی از مهمترین مشتریان بالقوه آموزش و ترویج قواعد تصمیمگیری جمعی محسوب میشدند. اما تلاش اصلی دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) در نخستین مرحله، شناسایی فعالان سیاسی و اجتماعی پروفشنال و معرفی این قواعد به آنان بوده است.
کسانی که سرنوشت «تجربه یک جهش فرهنگی» را از ابتدا (۱۳۹۱) تا امروز دنبال کردهاند گواهی میدهند که با افزایش تدریجی تعداد فعالان سیاسی اجتماعی پروفشنال که با این قواعد آشنا شدهاند و نسبت به ترویج آنها متعهد هستند، «تجربه یک جهش فرهنگی»، نیز، به همت همین فعالان، ابعاد گستردهتری یافته است. جدیدترین شاهد این مدعا، تلاش برای تأسیس مؤسسهای برای آموزش قواعد تصمیمگیری جمعی به مدیران و ساکنان مجتمعهای مسکونی، تجاری و اداری است. نوشتهای که در ادامه میآید به همین تجربه جدید میپردازد. با هم میخوانیم:
fa
اخبار ساخت جوامع طراز نوین
انجمن ترویج قواعد تصمیمگیری جمعی در مجامع ساختمانی
?