تحلیل ساختاری و محتوایی برنامهٔ استراتژیک انجمن گسترش سواد دموکراسی
در پی تدوین پیشنویس سند برنامه استراتژیک انجمن گسترش سواد دموکراسی (گسد)، آقای شهریار رشید علیپور، این پیشنویس را مورد نقادی قرار داده است.
سابقه ارتباط آقای شهریار رشید علیپور با دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) به سال ۱۳۹۲ برمیگردد که وی دبیر ستاد اجرایی شورایاریهای شورای اسلامی شهر تهران بود و قراردادی برای خرید ۴۰۰ نسخه از کتاب دستورنامه رابرت برای اعطا به شورایاریهای محلات تهران با ناشر کتاب (نشر اختران) منعقد شده بود، اما به رغم تلاشهای آقای علیپور آن قرارداد هرگز اجرایی نشد تا کل شورایاریها به هوا رفت.
یکی از کمکهای فراموش نشدنی آقای شهریار رشید علیپور به دفتر کادرها، فراهم ساختن شرایطی بود که سبب شد نشستهای مجمع مؤسس انجمن دانشآموختگان دانشکده سینما و تأتر دانشگاه هنر که در نیمه نخست سال ۱۳۹۶ در دانشکده سینما و تأتر دانشگاه هنر برگزار شد، در چارچوب این قواعد اداره شود و مهارت به کارگیری این قواعد درمجامع ایرانیان را به نحو قابلتوجهی ارتقا بخشد.
آقای علیپور، همچنین مبتکر و بنیانگذار حلقه هماندیشی دوستان شهریار و نیز کارگاه جهش فرهنگی است که هر دو قرار است، از نظر صوری، براساس قواعد دستورنامه اداره شوند، اما از نظر محتوایی تابع نظر جمع خواهند بود.
برای دفتر کادرها اسباب افتتخار است که آقای علیپور پیشنویس سند برنامه استراتژیک انجمن گسترش سواد دموکراسی را جدی گرفته و پس از مطالعه دقیق آن، نظرات خود را در اختیار نویسنده آن سند قرار داده است.
ضمن تشکر از ایشان، متن نوشته وی، پس از اشاره به چند نکته، در ادامه تقدیم میشود:
۱. متن پیدیافی پیشنویس سند برنامه استراتژیک انجمن گِسِدِ در ۲۸ صفحه اینجا در دسترس است.
۲. همانطور که از عنوان سند پیداست، این متن «پیشنویس» است و قرار است در انجمن گِسِدِ بررسی و تصویب شود.
۳. بررسی و تصویب این سند نیز، طبق قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت صورت خواهد گرفت، به این معنا که هر پیشنهاد اصلاح، باید با دقت مشخص کند که چه عبارت یا جمله و بندی به جای کدام عبارت و کلمهای قرار بگیرد و در مورد هر پیشنهاد نیز مجمع انجمن تصمیم خواهد گرفت.
۴. راهنقشه عملیاتی، شاخصهای ارزیابی و مسؤلان اجرای راهکارها و نظارت و ارزیابی برنامه نیز هنوز مشخص نشده است و - گوش شیطان کر ـ در آینده مشخص و تعیین خواهد شد، اگر بشود.
۵. و نکته آخر و بسیار مهم این که، این سند، فعلاً روی کاغذ است. اجرای آن به «شیر خدا» و «رستم دستان» نیاز دارد. باشد که خود آقای علیپور برای اجرای این برنامه، همراه با سایر کادرهای جدی و علاقمند، آستین همت بالا بزند.
و اما، متن نوشته آقای علیپور:
پیشنویس برنامهٔ استراتژیک انجمن ، متنی ارزشمند و مبتنی بر تجربهٔ میدانی، شناخت فرهنگی و باور به توسعهٔ دموکراتیک است. این سند از نظر انسجام، جهانبینی روشن و شناسایی داراییهای موجود، ظرفیتهای قابلتوجهی دارد. با این حال، برای تبدیل شدن به «سند مادر» و مبنای برنامهٔ پنجسالهٔ انجمن، نیازمند بازآرایی ساختاری و تقویت برخی مؤلفههای کلیدی است؛ مؤلفههایی که در استانداردهای برنامهریزی راهبردی، سیاستگذاری فرهنگی و مدیریت سازمانهای مدنی ضروری محسوب میشوند.
۱) تمایز میان گفتمانسازی و برنامهریزی عملیاتی:
بخشهای مربوط به ارزشها، چشمانداز و تحلیل وضعیت، از نظر گفتمانی غنیاند؛ اما ساختار کلی سند هنوز در مرز میان «بیانیهٔ فکری» و «برنامهٔ عملیاتی» قرار دارد. در برنامهریزی راهبردی، سه سطح باید بهوضوح از هم تفکیک شوند:
- تعریف مسئله و تحلیل زمینه
- نتخاب مسیر و راهبردهای مداخله
- سنجشپذیری در پیشنویس فعلی، سطح نخست بهخوبی تبیین شده، اما دو سطح بعدی نیازمند شفافیت و تفکیک دقیقتر هستند.
۲) ضرورت تفکیک هدف، راهبرد و اقدام:
در بخشهای مختلف سند، هدفها، راهبردها و اقدامات اجرایی در کنار هم آمدهاند و مرز مشخصی میان آنها دیده نمیشود. این امر باعث میشود سند از نظر «قابلیت اجرا»، «قابلیت سنجش» و «قابلیت ارزیابی» دچار ابهام شود.تفکیک این سه سطح، سند را از سطح «فهرست فعالیتها» به سطح «برنامهٔ راهبردی» ارتقا میدهد و امکان پیگیری و ارزیابی واقعی را فراهم میکند.
۳) حجم بالای مباحث نظری و پیامدهای آن:
بخشهایی از سند به مباحث نظری دربارهٔ مدیریت، پیشادموکراسی، تمدن ایرانی، پروفشن ها، روحانیت و… اختصاص یافته است. این مباحث از نظر فکری ارزشمندند، اما در یک سند برنامهریزی:حجم زیاد نظریه، تمرکز را از «برنامه» به «گفتمان» منتقل میکند.
خوانایی سند را برای مخاطب اجرایی کاهش میدهد.
مسیر تصمیمگیری را طولانی و مبهم میکند.
پیشنهادم این است که: مباحث نظری در یک «ضمیمهٔ مفهومی» یا «سند پشتیبان» قرار گیرد. متن اصلی بر «راهبرد»، «مداخله» و «سنجشپذیری» متمرکز شود.
۴) تبدیل فهرست داراییها به تحلیل داراییها:
داراییهای انجمن بهدرستی شناسایی شدهاند، اما هنوز در سطح «فهرست» باقی ماندهاند. در برنامهریزی راهبردی، داراییها باید از منظر:
ظرفیت ،محدودیت نقش در تحقق اهداف،هزینهٔ نگهداشت وامکان توسعه،تحلیل شوند.
این تحلیل، سند را از سطح توصیف به سطح «طراحی مداخله» ارتقا میدهد و امکان تخصیص منابع را فراهم میکند.
۵) بازتعریف فرصتها و تهدیدها در سطح قابل اقدام:
برخی از تهدیدهای ذکرشده؛مانند «ذهنیت سنتی ایرانیان» یا «نسبیتگرایی فرهنگی»—در سطح کلان و ساختاریاند. این نوع تهدیدها:
- قابل مدیریت مستقیم نیستند.
- قابل تبدیل به اقدام اجرایی نیستند.
- در سطح یک انجمن کوچک، خارج از حوزهٔ مداخلهاند. در برنامهریزی عملیاتی، تهدید باید: قابل اقدام باشد، قابل تبدیل به راهبرد باشد، قابل سنجش باشد. بنابراین لازم است تهدیدها و فرصتها در سطح «قابل مداخله» بازتعریف شوند.
۶) نبود شاخصهای سنجشپذیری و زمانبندی:
یکی از مهمترین خلأهای سند، نبود شاخصهای سنجشپذیر است. برای نمونه: تعداد کارگاهها ،تعداد مخاطبان، نرخ رشد شبکهٔ فعالان ظرفیت منابع انسانی بودجهٔ موردنیاز و... بدون این شاخصها، سند از حالت «برنامه» به «چشمانداز» تبدیل میشود.
همچنین، سند فاقد زمانبندی مرحلهای است.
در برنامههای پنجساله معمولاً:
- سال اول: زیرساخت
- سال دوم: توسعه
- سال سوم: تثبیت
- سال چهارم: گسترش
- سال پنجم: ارزیابی وبازطراحی افزودن این زمانبندی، مسیر حرکت را قابل پیگیری میکند.
۷) سبک نوشتار و ضرورت سادهسازی اجرایی:
جملات سند در بسیاری از بخشها طولانی و پیچیدهاند. در یک سند اجرایی، زبان باید:کوتاه،روشن،عملیاتی و قابل ارجاع باشد.
سادهسازی زبان، نهتنها از ارزش سند نمیکاهد، بلکه آن را برای تیم اجرایی قابل استفاده میکند.
۸) نقاط قوت بنیادین سند در کنار نقدها:
چند نقطهٔ قوت اساسی وجود دارد که باید حفظ و تقویت شوند: انسجام گفتمانی و جهانبینی روشن ،شناسایی دقیق داراییهای انجمن،نگاه بلندمدت و افق ۱۴۱۰
تجربهٔ چندینسالهٔ آموزش و شبکهٔ فعالان؛
این عناصر، ستونهای اصلی برنامهٔ پنجسالهاند.
جمعبندی:
پیشنویس فعلی از نظر ارزشها، تجربه و نگاه فرهنگی بسیار قوی است. اما برای تبدیل شدن به یک «سند مادر» قابل اتکا، لازم است:
۱. هدفها تفکیک و سنجشپذیر شوند.
۲. راهبردها از اقدامات جدا شوند.
۳. بخشهای نظری خلاصه و به ضمیمه منتقل شوند.
۴. داراییها تحلیل شوند، نه فقط معرفی...
۵. تهدیدها در سطح قابل اقدام بازتعریف شوند.
۶. زمانبندی مرحلهای و شاخصهای ارزیابی اضافه شود.
۷. زبان سند سادهتر و اجراییتر شود.
این اصلاحات، سند را به سطح یک متن حرفهای، قابل اجرا و مناسب برای سیاستگذاری فرهنگی ارتقا میدهد.
fa
اخبار ساخت جوامع مردم خودقانونگذار
انجمن گسترش سواد دموکراسی
?
