ماراتون بنیانگذاری «کانون اصلی» در نقطه عطف؟
طی روزهای شنبه و یکشنبه (۲۴ و ۲۵ مرداد ۱۴۰۵) متنی که با عنوان الزامات اساسنامه کانون اصلی نوشته شده بود و علاوه بر وبسایت کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (همین وبسایت) در گروههای الکترونیکی مرتبط به دفتر کادرها نیز منتشر شده بود، در رسانههای الکترونیکی برخی از جامعه/انجمن/سازمانهایی که تا کنون براساس قواعد دموکراسی (دستورنامه رابرت) تأسیس شده بودند، بازنشر شد. فهرست نام برخی از این جوامع و گزارش فعالیتهای آنها در بخش اخبار ساخت جوامع مردم خودقانونگذارن آمده است و علاقمندان میتوانند برای کسب اطلاعات بیشتر از تلاشهای صورت گرفته در این زمینه، به آنجا مراجعه کنند.
همراه با متن مذکور در فوق، طی نامهای کوتاه خطاب به اعضای این جوامع، به آنان خاطر نشان شده است که چطور روند تأسیس کانون اصلی ـ که به خاطر استمرار آن به یک دوی ماراتون شبیه شده است ـ به نقطه عطف خود رسیده است: این نقطه عطف چیست؟ چه مشخصاتی دارد؟ و قرار است از این پس چه رخ بدهد؟ و اهمیت آن در چیست؟
نوشتهای که در ادامه میآید، ضمن مرور اجمالی تاریخچه ماراتون تأسیس کانون اصلی و تشریح دستاوردهای تجربه این جهش فرهنگی برنامه پیشنهادی برای ادامه مسیر را ارایه خواهد داد. این برنامه برای بررسی و تصویب به گروه بنیانگذاران کانون اصلی تقدیم خواهد شد تا در صورت تصویب به اجرا درآید. با هم این نوشته را بخوانیم:
جریان اصلی؛ انجمن اصلی
نخستین کارگاهی که برای آشنایی با قواعد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) تشکیل شد مدیون تشخیص و استقبال یازده نفر از شخصیتهایی بود که از سالها قبل مترجم کتاب دستورنامه رابرت را میشناختند و در مقاطع مختلف با او آشنا شده بودند [1].
نخستین نشست این کارگاه روز یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ با عنوان «هماندیشی عرف پارلمانی» با این هدف برگزار شد که قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت تشریح شود و روشهای مناسب به کارگیری آنها در فرهنگ ایران معاصر بررسی شود. نشستهای این کارگاه تا شهریور ماه ۱۳۹۳ادامه یافت و براساس تجربههای کسب شده، مرحله دوم فعالیت این گروه (جریان اصلی) از یکشبنه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷ آغاز شد و همچنان ادامه دارد. هدف این دوره از فعالیت جریان اصلی، تأسیس انجمنی براساس آموزههای کسب شده از تجربههای به کارگیری این قواعد بود.
نخستین نشست بنیانگذاران انجمن اصلی عصر روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ (درست ۱۳ سال پس از نخستین نشست) در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت و با حضور گروهی از مدعوان برگزار شد.
نشستهای گروه بنیانگذاران انجمن اصلی از آن زمان تا کنون، روزهای چهارشنبه دوم و چهارم هر ماه برگزار شده است.، اما در این فاصله یک تحول اساسی رخ داده است:
از انجمن اصلی به کانون اصلی.
همانطور که گفته شد، هدف «جریان اصلی» در دومین مرحله از فعالیت خود، تأسیس یک انجمن با نام موقت «اصلی» براساس این قواعد بود، اما در واقعیت اتفاقات مهمتری رخ داده بود.
از همان سال ۱۳۹۱ و به موازات برگزاری نشستهای «کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی» کارگاههای متعدد دیگری نیز با حضور فعالان سیاسی اجتماعی در دفتر کادرها برگزار میشد. در جریان برگزاری همین کارگاههای آموزشی بود که به مرور کشف شد بهترین روش آموزش این قواعد این است که شرکتکنندگان در هر کارگاه به صرت تمرینی نسبت یه تأسیس یک انجمن دلخواه اقدام کنند. به این ترتیب، تعداد قابل توجهی انجمنهای تمرینی تأسیس شد که بعد از خاتمه کارگاه، این انجمنها نیز، معمولا، به فعالیت خود خاتمه میدادند.
از انجمنهای تمرینی تا انجمنهای واقعی
اهمیت این نکته به ظاهر بدیهی هم بعدها کشف شد که چرا انجمنهایی که به این ترتیب تأسیس میشوند به فعالیت خود برای تحقق هدف نهایی «تجربه یک جهش فرهنگی» ادامه ندهند؟
«جهش فرهنگی»، خیلی خلاصه، به این معناست که آشنایی با قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت از طریق آموزش سبب میشود، مردم جامعه مقصد، در مدتی نسبتاً کوتاه، تجربههایی را کسب کنند که مردم جامعه مبدأ، آن تجربهها را طی قرنها و در جریان عمل کسب کردهاند.
آن تجربه، ساختن جامعهای است که در آن اراده مردم حاکم باشد و رکن اصلی تصمیم گیری «مجمع» است، یعنی مردم سازمانیافته. و جامعه/انجمن/سازمانهایی که به صورت تمرینی در کارگاههای آشنایی با قواعد دموکراسی تأسیس میشوند، در این زمینه، یعنی در ساختن یک جمهوری واقعی چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟ از اینجا به بعد بود که روند تأسیس جوامع مرم خودقانونگذار وارد مرحلهی تازهای شد.
به ترتیب ملاحظه مشود که چطور ایده تأسیس «انجمن اصلی» به ایده تأسیس «کانون اصلی» متشکل از جامعه/انجمن/سازمانهایی که تا کنون براساس قواعد دستمورپامه رابرت تأسیس شدهاند، تبدیل شد.
خوشبختانه، گروه بنیانگذاران انجمن اصلی در دهمین نشست خود که عصر روز چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ برگزار شد پیشنهاد تأسیس کانون اصلی به جای انجمن اصلی را به تصویب رساند و کمیتهای را برای تدوین پیشنویس اساسنامه کانون اصلی منصوب کرد. این کمیته، پیشنویس نهایی اساسنامه کانون صلی را در بیست و سومین نشست گروه بنیانگذاران که عصر روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ در دفتر کادرها برگزار شد ارایه داد و ادامه بررسی آن به نشست بعدی موکول شد.
نقطه عطف چه شد؟
مقدمه این نوشته با طرح این موضوع به پایان رسید که ماراتون تأسیس کانون اصلی به نقطه عطف خود رسیده است. حالا میشود در باره آن نقطه عطف سخن گفت.
اگر قرار باشد کانون اصلی با مشارکت جامعه/انجمن/سازمانهایی تشکیل شود که تا کنون براساس قواعد دستورنامه رابرت تشکیل شدهاند، در آن صورت، روند تأسیس کانون اصلی مستلزم آن است که گروه بنیانگذارن یک کمیته را منصوب کند تا با تک تک جامعه/انجمن/سازمانهایی که براساس دستورنامه تأسیس شدهاند، مذاکره کند تا در صورتی که علاقمند به مشارکت در این فرایند هستند و شرایط حضور در این فرایند را دارند، نمایندگان خود را برای شرکت در اجلاس مؤسس کانون اصلی انتخاب کنند.
به این ترتیب، مأموریت گروه بنیانگذاران کانون اصلی، به عهده کمیته محول میشود و این کمیته است که مسؤلیت تدارک نخستین اجلاس کنوانسیون بنیانگذار را برعهده خواهد گرفت.
با این حساب، هرچند ماراتون تأسیس کانون اصلی همچنان ادامه خواهد یافت، اما این دو استقامت، فقط به یکی از دیگر از نقاط عطف خود نزدیک شده است: تا وقتی «جهش فرهنگی» ادامه دارد، دو استقامت نیز ادامه خواهد داشت. . .
خوشا به حال کسانی که چشماندازها بزرگ و متعالی دارند و خوشا به حال کسانی که از استقامت در راه آن چشمانداز متعالی هرگز خسته نخواهند شد.
[1] آقایان مجتبی امیری، سید محمدحسین بنیاسدی، سید محمد بهشتی، مهدی جمالی بحری، محسن رزمخواه، بهرام شهریاری، محمد عطاردیان، آرش کیخسروی، علیاصغر گلسرخی، مصطفی معین، (و در مرحله بعد) عبدالتفاح سلطانی
fa
اخبار ساخت جوامع مردم خودقانونگذار
کانون اصلی
?
