كارگاه‌هاي آموزش دستورنامه رابرت (كادرها)
قسمت اول

معرفي دستگاه مفهومي براي فهم بحران در فعاليت‌هاي شركتي و انجمني

1 فروردين 1393
جمعه 21 مارس 2014 بوسيله‌ى داود حسين

يكي از پرتلاش ترين و سرشناس ترين فلاسفه معاصر ايران، كه تلاش فكري عظيم خود را صرف نظريه پردازي در خصوص انحطاط ايران كرده است، ادعا مي كند: «مسئله بسيار مهم اين است كه بلوغ و وضع اجتماعي ما هنوز به جايي نرسيده كه بتواند دستگاه مفاهيمي را در اختيار ما بگذارد تا با آن دستگاه مفاهيم بتوانيم بحران ها و مشكلات مان را ببينيم و وجوه پيچيده‌ی آن را فهم كنيم (دكتر سيد جواد طباطبایی-، نشريه «نامه»، شماره 24، تيرماه 1382).

اين ادعاي بزرگي است و براي درك عظمت و اهميت اين ادعا بايد ذهني فلسفي داشت كه مستلزم سال ها تمرين و تفلسف است. با اين همه، و به عنوان هشداري به خوانندگان كه به سادگي از اين ادعا نگذرند، يادآوري مي شود كه انسان ها با مشاهده بي واسطه‌ی اشيا از طريق حواسشان، تصوري از اشيا در ذهن خود مي سازند و براي آنها نامي انتخاب مي کنند و با شنيدن صداي نام آن اشيا، منظور از صدا را مي فهمند: درخت، فنجان و اشيا ديگر. اما پديده هاي اجتماعي ذات نيستند كه با شهود بيواسطه شناخته شوند، بلكه معنا هستند و در نتيجه، جامعه بايد قبلاً معناهايي را خلق كرده باشد تا اعضاي آن جامعه قادر به درك آن معناها بشوند. با توجه به اين مقدمات است كه عمق فاجعه مورد نظر فيلسوف آشكار خواهد شد: آن کس كه نداند و نداند كه نداند ...!

تك تك نوشته هاي اين بسته نوشتاري، يك هدف را دنبال مي كنند: توصيف جلوه هاي متنوعي از «بحران ها و مشكلات» موجود در فعاليت هاي «شركتي» و «انجمني» ما و تلاش براي معرفي بسيار اجمالي «دستگاه مفاهيمي» كه هم امكان فهم اين مشكلات را در اختيار ما مي گذارد و هم راه‌حل آنها را. اين ادعا از ادعاي قبلي هم بزرگ تر است. اما اگر درستي اين ادعاها ثابت شود، آشكار خواهد شد كه طي يك دهه فاصله بين اين دو ادعا، وضع اجتماعي ما، به شعبده ي فرايندهاي جهاني شدن، به چه درجه اي از بلوغ رسيده است. پس مي توان اميدوار بود كه طي يكي دو دهه آينده از پس حل اين مشكلات نيز برآییم و براي نبرد با مشكلات بزرگ‌ تر آماده شويم.

با اطمينان مي توان گفت نكاتي كه در اين بسته نوشتاري تقديم خواهد شد، براي ما حرف نو خواهد بود، حتي اگر سوابق آنها تا تمدن عقل گراي يونان باستان امتداد داشته باشد.

در اين نوشته ها، برخي از مخرب ترين رفتارهاي شركتي و انجمني رايج در انواع مجامع تصميم گيري در ايران امروز-فقط به عنوان نمونه- تشريح و آسيب شناسي مي شود و در ادامه، قواعد عقلي اين رفتارها، همراه با تبيين فلسفي آنها، معرفي خواهد شد.
تلاش مي شود تا در پي تشريح مفاهيم اوليه مربوط به رويه هاي عقلي خلق قوانين، تمايز بين «قانون» و «شبه قانون» تشريح شود تا علت بنيادين قانون ستیزی در ميان جوامع قانون ستيز كشف و آشكار گردد.

در اين نوشته ها، همچنین منابع لازم براي آشنايي بيشتر با اين قواعد معرفي مي شود تا مديران شركت ها و مسئولان انجمن ها بتوانند به سادگي از اين منابع بهره مند شود.

بخش پاياني اين بسته نوشتاري نيز به تلاش هايي كه طي يكي دو سال اخير براي ترويج اين قواعد در ايران صورت گرفته است خواهد پرداخت.

آشنايي با اين قواعد و رعايت آنها در تصميم گيري گروهي، در نخستين سطح از معناي آن، يك امر مديريتي است كه کارایی و اثربخشي را ارتقا مي دهد. اما به مرور كه با اين قواعد بيشتر آشنا شويم، در خواهیم يافت كه بدون اين قواعد، چطور سرتاسر روابط اجتماعي ما استبدادي و در نتيجه غيراخلاقي و غيرانساني بوده است و تازه در اين مرحله است كه معناي تربيت را، و تفاوت عظيم آن را با توليد مثل، درك خواهيم كرد و در خواهیم يافت در مسيري حركت مي كنيم كه ارزش رفتن دارد.


براي مطالعه ساير مطالب اين جزوه پيوند‌هاي زير را تقه كنيد:

1. دستگاه مفهومي براي فهم بحران در فعاليت‌هاي شركتي و انجمني
2. در هر زمان فقط يك موضوع
3. قواعد ناظر بر پيشنهادهاي پارلماني
4. اصول زيربنايي قانون پارلمان
5. رییس مستبد و رییس غیر مستبد
6. نصاب در قانون و نصاب در «شبه قانون»
7. معرفي دستورنامه رابرت
8. مي رود ميخ آهني در سنگ؟


titre documents joints

معرفي دستگاه مفهومي براي فهم بحران

26 سپتامبر 2015
info document : PDF
482.5 kb

8 صفحه، به زبان فارسي و چاپ‌خور


پذيرش | تماس | نقشه‌ى سايت | | آمار سايت | بازديد كنندگان : 20053 / 176188

 پيگيرى فعاليت سايت fa   پيگيرى فعاليت سايت مقالات آموزشي   ?

سايت با اسپيپ درست شده است 3.0.17 + AHUNTSIC

Creative Commons License