در این بخش اخبار و گزارش فعالیتهای جامعه/انجمن/سازمانهایی ارایه میشود که بر اساس قواعد دستورنامه رابرت تأسیس شده و اداره میشوند.
حدود پانزده سال پیش که فعالیت دفتر کادرها برای آموزش دستورنامه رابرت شروع شد، هرگز تصور نمیشد که مسؤلیت ساخت جامعههای مدرن بر اساس حقوق پارلمانی نیز برعهدهی دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت بیافتد. به این دلیل ساده که از مشروطه به این طرف که ساخت جامعه مدرن بر اساس قانون اساسی/اساسنامه رواج یافته است، هزاران هزار جامعه مدرن در قالب انواع شرکتها، سازمانها، احزاب و انجمنها در کشور تأسیس شده است که همه آنها از روی مدلهای خارجی کپیسازی شده است. اما ساخت جامعه با ساخت محصولات صنعتی تفاوت ماهوی دارد.
وقتی افراد یک جامعه طبیعی دور هم جمع میشوند تا بر اساس توافق خودشان (یعنی بر اساس: قرارداد اجتماعی، یا اساسنامه/قانون اساسی) به جامعه/انجمن/سازمان خودشان ساختار بدهند، این ساختار، خواه ناخواه، برآمده از رفتار متقابل این افراد خواهد بود که فرهنگ همان جامعه به آن شکل میدهد. به همین خاطر، به رغم تأسیس هزاران هزار جامعه به ظاهر مدرن طی سدهی اخیر در ایران، بدون استثنا تمام این جوامع بر اساس همان فرهنگ هیأتی عمل میکنند که در درون فرهنگ جامعه جریان دارد. بدیهی است، تا وقتی این جوامع کوچک باشند و کارهای پیش پا افتاده انجام میدهند، فرهنگ هیأتی جواب میدهد. اما به محض این که قرار است این جوامع به اصطلاح مدرن کارهای بزرگ، پیچیده و بلند مدت انجام دهند، مثلا، کشور را اداره کنند، ناکارآمدی و فشل بودن آنان آشکار میشود و البته، این ناکارآمدی را با درآمدهای نابشی از فروش نفت جبران میکنند.
دفتر کادرها در ابتدا با خوش خیالی تصور میکرد که تمام این جوامع به اصطلاح مدرن، از مهارت ساخت جامعه بر اساس علم حقوق پارلمانی استقبال خواهند کرد و خواهند کوشید تا ساختارهای سازمانی خودشان را بر اساس این علم بازآفرینی کنند. اما تجربه نشان داد، ساختاری قدرتی که در این جامعهها شکل گرفته است، بسیار مقاومتر از آن است که به اصلاحات تن بدهند و چارهای جز ساختن جامعههای جدید بر اساس مهارت جدید باقی نمیماند.
در حالیکه ساخت جامعه مثل ساخت یک بنای عظیم، علاوه بر مهارت و دانش مهندسی، به صدها عامل اصلی دیگر هم نیاز دارد، دفتر کادرها که در ابتدا قرار بود فقط دانش و مهارت مهندسی را در اختیار مدیران و مسؤلان جامعههای مستقر ارایه دهد، مجبور شد نسبت به ساخت جامعههای مدرن نیز اقدام کند. کاری که نه در مسؤلیت دفتر کادرها بود و نه در توانش. اما مجبور شد در این مسیر حرکت کند و البته دستاورها نیز تا اینجا عظیم و قابل توجه بوده است.
در این مرحله جدید، هدف اصلی این است که اعضای انجمنهایی در چارچوب انجمن اصلی تأسیس میشوند، در جریان عمل با قواعد بازی دموکراسی آشنا شوند، چرا که تجربهها نشان داد، اگر کسی که جلسه را اداره میکند بر این قواعد مسلط باشد، و جلسه طبق همین قواعد اداره شود، تمام اعضای حاظر در جلسه، به مرور و به سادگی با این قواعد آشنا میشوند، ضمن اینکه تمام حاضران با چشم خود معجره تحول فرهنگی ناشی از رفتار در چارچوب این قواعد را ملاحظه خواهند کرد. . .
تا کنون انجمنهای متعددی تأسیس شده و این روند ادامه خواهد یافت. تمام این انجمنها یک هدف را دنبال میکنند: آشنایی با پراکتیس پارلمانی، آشنایی با علم حقوق پارلمانی، و کسب مهارت ساخت جامعه بر اساس اراده جمعی که البته تک تک اعضای آن طبق قواعد عقلی و عادلانهای رفتار میکنند که علم حقوق پارلمانی آنها را تبیین و استدلال کرده است.
در این بخش، اخبار این انجمنها، تا انجا که امکان انتشار همگانی داشته باشند، تقدیم میشود:
در مراسم گرامیداشت نخستین سالگرد تأسیس انجمن گسترش سواد دموکراسی، و نیز، گرامیداشت روز ملی «گسترش سواد دموکراسی»، که عصر روز چهارشنبه ۲۴ تیر ماه ۱۴۰۵ در دفتر کادرها برگزار شد، این موضوع با مشارکت تمام اعضای حاضر در نشست مورد بررسی قرار گرفت: «نقش آموزههایدستورنامه رابرتدر تأسیس نظام سیاسی مطلوب».
این تجربه، به رغم کاستیهای قابلتوجهی که داشت، سبب شد تا اجرای یکی از راهکارهای ارایه شده در برنامه استراتژیک انجمن گسترش سواد دموکراسی برای توسعه کمی و کیفی این انجمن کلید بخورد: برگزاری کنفرانسهای ماهنانه برای بررسی موضوعات مرتبط با گسترش سواد دموکراسی در کشور.
در پی برگزاری همین مراسم بود که انجمن گسترش سواد دموکراسی در چهل و چهارمین نشست خود که روز پنجشنبه ۲۵ تیر ماه ۱۴۰۵ در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت برگزار شد این پیشنهاد را تصویب کرد که نخستین کنفرانس ماهانه انجمن را در نخستین پنجشنبه مرداد ماه ۱۴۰۵ برگزار کند.
قرار است دعوتنامه شرکت در نخستین کنفرانس ماهانه انجمن گسترش سواد دموکراسی، همراه با یک جزوه آموزشی با عنوان «از سقراط تا دستورنامه رابرت: فلسفه سیاسی، فرهنگ تصمیمگیری و معماری یک نظام سیاسی مطلوب» برای آنان ارسال شود تا با مررو آن، با زمینههای فلسفی این مباحت بیشتر آشنا شوند.
نوشتهای که در ادامه تقدیم میشود، به اختصار، به نکات مهم ارایه شده در بند فوق میپردازد:
مضمون اصلی ایده راهاندازی «حلقههای هماندیشی دوستان» این است که آن گروه از فعالان اجتماعی که به هر نحو با قواعد ساخت جوامع مردم خودقانونگذار (دموکراسی حقیقی) آشنا شدهاند، و در عینحال، در میان دوستان خود آن اندازه اعتبار و نفوذ دارند که بتوانند با دعوت از آنان حلقهای برای هماندیشی تشکیل دهند، آستین همت بالا بزنند و نسبت به تشکیل چنین حلقههایی اقدام کنند.
هدف ضمنی از تشکیل این حلقهها، ترویج قواعد و ارتقای مهارت ساخت جوامع مردم خودقانونگذار است که انتظار میرود به مرور به یک جهش فرهنگی در کشور منجر شود و خواهد شد. اما هدف اختصاصی هر حلقه، از طریق هماندیشی خلق خواهد شد.
گفتنی است که تا کنون، دفتر کادرها با ارسال دعوتنامه به آن گروه از فعالان اجتماعی که انتظار میرود از این ایده استقبال کنند، از آنان دعوت کرده است تا نسبت به تشکیل حقلههای هماندیشی اقدام کنند. اما آقای شهریار رشید علیپور از جمله کسانی است که مدتها پیش از آن نامه، در فکر تشکیل حلقههای هماندیشی با مشارکت دوستان خود بود و در واقع فعالیتهای او الهامبخش ایده «حلقههای هماندیشی دوستان» بوده است.
به نظر می رسد یکی از عمدهترین نقاط قوت حلقههای هماندیشی، اگر شکل بگیرند، اعتمادی است که اعضای این حلقهها به یکدیگر دارند و این اعتماد سرمایه اجتماعی این حلقههاست که در طول عمر آنان تشکیل شده است.
گردهمایی دوستان برای سازمان دادن به خود در چارچوب قواعد ساخت جوامع مردم خودقانونگذار (به روایت دستورنامه رابرت) موفقیت این سازمانها را تضمین خواهد کرد، چرا که این قواعد، به اخلاقیترین و محترمانهترین روشهای ممکن، هر نوع اختلاف عقیده، و منافع را مدیریت خواهد کرد.
نخستین نشست حلقه هماندیشی یاران شهریار (نام موقت) عصر روز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ در دفتر کادرها برگزار شد. گزارش این نشست روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ در گروه الکترونیکی «تدارک تأسیس کانون اصلی» در سکوی بله منتشر شد. این گزارش در ادامه نقل میشود:
در پی تدوین پیشنویس سند برنامه استراتژیک انجمن گسترش سواد دموکراسی (گسد)، آقای شهریار رشید علیپور، این پیشنویس را مورد نقادی قرار داده است.
سابقه ارتباط آقای شهریار رشید علیپور با دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) به سال ۱۳۹۲ برمیگردد که وی دبیر ستاد اجرایی شورایاریهای شورای اسلامی شهر تهران بود و قراردادی برای خرید ۴۰۰ نسخه از کتاب دستورنامه رابرت برای اعطا به شورایاریهای محلات تهران با ناشر کتاب (نشر اختران) منعقد شده بود، اما به رغم تلاشهای آقای علیپور آن قرارداد هرگز اجرایی نشد تا کل شورایاریها به هوا رفت.
یکی از کمکهای فراموش نشدنی آقای شهریار رشید علیپور به دفتر کادرها، فراهم ساختن شرایطی بود که سبب شد نشستهای مجمع مؤسس انجمن دانشآموختگان دانشکده سینما و تأتر دانشگاه هنر که در نیمه نخست سال ۱۳۹۶ در دانشکده سینما و تأتر دانشگاه هنر برگزار شد، در چارچوب این قواعد اداره شود و مهارت به کارگیری این قواعد درمجامع ایرانیان را به نحو قابلتوجهی ارتقا بخشد.
آقای علیپور، همچنین مبتکر و بنیانگذار حلقه هماندیشی دوستان شهریار و نیز کارگاه جهش فرهنگی است که هر دو قرار است، از نظر صوری، براساس قواعد دستورنامه اداره شوند، اما از نظر محتوایی تابع نظر جمع خواهند بود.
برای دفتر کادرها اسباب افتتخار است که آقای علیپور پیشنویس سند برنامه استراتژیک انجمن گسترش سواد دموکراسی را جدی گرفته و پس از مطالعه دقیق آن، نظرات خود را در اختیار نویسنده آن سند قرار داده است.
ضمن تشکر از ایشان، متن نوشته وی، پس از اشاره به چند نکته، در ادامه تقدیم میشود:
۱. متن پیدیافی پیشنویس سند برنامه استراتژیک انجمن گِسِدِ در ۲۸ صفحه اینجا در دسترس است.
۲. همانطور که از عنوان سند پیداست، این متن «پیشنویس» است و قرار است در انجمن گِسِدِ بررسی و تصویب شود.
۳. بررسی و تصویب این سند نیز، طبق قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت صورت خواهد گرفت، به این معنا که هر پیشنهاد اصلاح، باید با دقت مشخص کند که چه عبارت یا جمله و بندی به جای کدام عبارت و کلمهای قرار بگیرد و در مورد هر پیشنهاد نیز مجمع انجمن تصمیم خواهد گرفت.
۴. راهنقشه عملیاتی، شاخصهای ارزیابی و مسؤلان اجرای راهکارها و نظارت و ارزیابی برنامه نیز هنوز مشخص نشده است و - گوش شیطان کر ـ در آینده مشخص و تعیین خواهد شد، اگر بشود.
۵. و نکته آخر و بسیار مهم این که، این سند، فعلاً روی کاغذ است. اجرای آن به «شیر خدا» و «رستم دستان» نیاز دارد. باشد که خود آقای علیپور برای اجرای این برنامه، همراه با سایر کادرهای جدی و علاقمند، آستین همت بالا بزند.
و اما، متن نوشته آقای علیپور:
خبر زیر روز پنحشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۵ در گروه الکترونیکی «کارگاه حهش فرهنگی» منتشر شده و برای اطلاع افکار عمومی در اینجا بازنشر میشود.
منظور از «جهش فرهنگی» مجموعه فعالیتهای تمام فعالان سیاسی اجتماعی است که با قواعد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) آشنا شدهاند و میکوشند به کارگیری این قواعد و مهارت ساخت حوامع مردم خودقانونگذار (دموکراسی حقیقی) را در میان ایرانیان ترویج کنند. از آنجا که این قواعد، حقوق افراد، اقلیت، اکثریت، غاپبان (و همه اینها با هم) را در «حاکمیت» یک جامعهی متشکل از افراد آزاد و برابر تبیین کردهاند، حاوی یک نظام معنایی هم هستند که برای مردم ایران تازگی دارد. از همین رو، صِرف آشنایی تدریجی مردم ایران با این نظام معنایی مستلزم یک تحول فرهنگی است که در جامعه مبدأ طی قرنها و از طریق آزمون و خطا شکل گرفت. در نتیجه، اگر ـ گوش شیطان کر - کادرهای دموکراسی بتوانند این قواعد و این نظام معنایی را طی چند دهه در کشور رواج دهند، در آن صورت شاهد تحولی در فرهنگ خواهیم بود که به جای چند قرن طی فقط چند دهه رخ داده است. و معنای اصطلاح جهش فرهنگی در ادبیات کادرهای دموکراسی این است. اما باید دید «کارگاه جهش فرهنگی» در مانیفست خود چه تعریف دیگری از جهش فرهنگی ارایه خواهد داد.
اما اصل خبر برگزاری نخستین کارگاه جهش فرهنگی:
یکی از زیرهدفهای سند برنامه استراتژیک انجمن گسترش سواد دموکراسی (۱۴۰۵ تا ۱۴۱۰) برای تحقق هدف «توسعه کمی و کیفی انجمن گسترش سواد دموکراسی»، تعیین و اعلام روز ۲۴ تیر ماه (روز تأسیس این انجمن) به عنوان روز ملی گسترش سواد دموکراسی و برگزاری انواع مراسم در این روز با هدف معرفی قواعد دموکراسی به افکار عمومی است. نوشتهای که در ادامه تقدیم میشود، روز ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ در گروههای الکترونیکی مرتبط با کانون اصلی منتشر شده است و برای آگاهی افکار عمومی اینجا بازنشر میشود.
خاطر نشان میکند، قرار است کانون اصلی با مشارکت تمام جامعه/انجمن/سازمانهاییکه تا کنون براساس قواعد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) تأسیس شدهاند، تشکیل شود که هدف آن عبارت است از: ۱) آموزش، تمرین و ترویج قواعد دموکراسی حین فعالیت کانون، ۲) شناسایی کاستیهای ساختاری در ساختارهای مستقر که ناشی از عدم آشنایی با یان قوپاعد است، ۳) بازآفرینی ساختارهای مستقر براساس موازین دموکراسی در پرتو آشنایی با این قواعد.
عصر روز پنجشنبه ۱۷ خرداد ماه دو سال پیش، نخستین نشست هسته اولیه گروهی که بعدها، انجمن گسترش سواد دموکراسی (گِسِدِ) را بنیاد نهادند، در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (کادرها) برگزار شد. طی دو سال گذشته، نشستهای هفتگی اعضای این انجمن که در حال حاضر ۲۰ نفر هستند، بدون وقفه برگزار شده است. و اکنون پیشنویس برنامه ۵ ساله این انجمن، به این وسیله، در اختیار افکار عمومی قرار میگیرد.
هدف اعلام شده انجمن گِسِدِ «آموزش، تمرین و ترویج سواد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) در انواع مجامع تصمیمگیری و تربیت کادر برای تحقق این هدف» است. اما هدف اصلی این انجمن طی ۵ سال آینده این است که تضمین کند تمام انواع مجامع تصمیمگیری در سطح ملی با این قواعد آشنا شده باشند و دستکم مبرمترین قواعد ادراه مجامع تصمیمگیری را رعایت کنند. برای تحقق این هدف ملی، انجمن گسد چه باید بکند؟ سند برنامه، برای تحقق این هدف کلان، سه هدف تعریف کرده است که هر کدام چند زیرهدف (در مجموع دوازده زیرهدف) و پنجاه و هفت راهکار دارند.
ارزشهای بنیادینی که اعضای انجمن باور دارند یا لازم است باور داشته باشند، در پنح بند صورتبندی شده است که همه به نحوی به تعهد نسبت به ترویج همین قواعد مربوط میشوند.
نقاط قوت و ضعف انجمن گِسِدِ، و نیز، فرصتها و تهدیدهای میحط پیرامونی انجمن نیز از منظر چشمانداز سند تحلیل شده است و به نحوی نقش یک مرامنامه یا مانیفست را برای انجمن ایفا میکند.
انتظار میرود تمام جامعه/انجمن/سازمانهایی که طی ۱۵ سال گذشته در دفتر کادرها تأسیس شدهاند و اکنون فعال یا غیرفعال هستند، بتوانند در پرتو تجربه انجمن گسترش سواد دموکراسی نسبت به تدوین سند برنامه ۵ ساله خود اقدام کنند. هرچند، تدوین سند جای تعهد به اجرای آن را نخواهد گرفت و باید منتظر ماند و دید اعضای انجمن گسترش سواد دموکراسی در عرصه اجرای این برنامه نیز پیشتاز خواهند بود یا نه؟
در ادامه، فهرست مطالب «پیشنویس برنامه استراتژیک انجمن گسترش سواد دموکراسی» تقدیم میشود. متن پیدیافی این سند نیز در انتهای همین نوشته در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. علاقمندانی که مایلند در اجرای این سند همکاری کنند یا در کارگاههای آموزشی که این انجمن برگزار میکند حضور یابند، میتوانند با خانم نرگس ظریفیان دبیر انجمن گِسِدِ (۰۹۳۶۴۸۸۲۶۲۲) تماس بگیرند. اما فهرست مطالب:
۱. طرح مسئله
در بیستمین نشست گروه بنیانگذاران کانون اصلی که ساعت ۵ بعد از ظهر روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها)برگزار شد، پس از بررسی سناریوهای محتمل آتشبس متزلزل فعلی و آینده حاکمیت پاسداران در ایران، بخشهای آمادهشده پیشنویس اساسنامه کانون اصلی پیشنویس اساسنامه کانون اصلی مورد بررسی قرار گرفت.
براساس این سند، برای کانون اصلی چهار نوع عضو پیشبینی شده است: ۱. عضو ناظر، ۲. عضو کامل، ۳. عضو معلم، و ۴. عضو مربی.
موضوع این نوشته بررسی و مقایسه شرایط، حقوق و تکالیف انواع عضو کانون اصلی نیست. اما اشاره به این نکته لازم است که رکن مسؤل احراز صلاحیت اعضای معلم و مربی، نهاد جدیدی به نام «شورای مرجعیت» است.
در پیشنویس اساسنامه کانون اصلی، «عضو معلم» این چنین تعریف شده است:
عضو معلم عضوی است که از «شورای مرجعیت (پروفشنال)» گواهینامه آموزش قواعد دستورنامه رابرت را کسب کرده باشد.
عضو مربی نیز در پیشنویس اسنامه کانون اصلی به این شرح توضیف شده است:
عضو مربی، عضو معلمی است که از «شورای مرجعیت» گواهینامه اجتهاد (پروفشنال) کسب کرده باشد.
بدیهی است که همین «شورای مرجعیت» حق خواهد داشت گواهینامه هر عضو معلم و مربی را که فاقد صلاحیت تشخیص دهد ابطال کند.
پس از قرائت پیشنویس اساسنامه در بیستمین نشست بنیانگذاران کانون اصلی این مسئله مطرح شد که «شورای مرجعیت» چیست؟ و چرا برای اصطلاح «بورد پروفشنال» و «پروفشنال» از اصطلاحات «شورای مرجعیت» و «اجتهاد» استفاده شده است که در میان روحانیون رواج دارد؟
در بیستمین نشست بنیانگذاران کانون اصلی به این پرسشها پاسخ داده شد. نوشتهای که در ادامه تقدیم میشود، فشرده آن مطالب را تقدیم علاقمندان میکند.
در دهمین نشست گروه بنیانگذاران «کانون اصلی» که عصر روز چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴ در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) برگزار شد، این پیشنهاد به تصویب رسید که کمیتهای یک نفره مرکب از آقای داود حسین براساس نظرات ارایه شده از سوی بنیانگذاران کانون اصلی و با توجه به رهنمودهایی که در فصل ۱۸ کتاب دستورنامه رابرت در خصوص روش تدوین اساسنامه مطرح شده است، و همچنین با توجه به تجربههای کانونهای مشابه، پیشنویس اساسنامه کانون اصلی را تدوین کند و برای تصویب به گروه بنیانگذاران کانون اصلی ارایه دهد. نوشتهای که در پی این مقدمه کوتاه تقدیم میشود بخشی از پیشنویس اساسنامه کانون اصلی است. با این امید که متن کامل این اساسنامه در فردایی بهتر و روشنتر از این سالها بررسی و تصویب شود.
به امید آن روز
fa
اخبار ساخت جوامع مردم خودقانونگذار
?