در این بخش اخبار و گزارش فعالیتهای جامعه/انجمن/سازمانهایی ارایه میشود که بر اساس قواعد دستورنامه رابرت تأسیس شده و اداره میشوند.
حدود پانزده سال پیش که فعالیت دفتر کادرها برای آموزش دستورنامه رابرت شروع شد، هرگز تصور نمیشد که مسؤلیت ساخت جامعههای مدرن بر اساس حقوق پارلمانی نیز برعهدهی دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت بیافتد. به این دلیل ساده که از مشروطه به این طرف که ساخت جامعه مدرن بر اساس قانون اساسی/اساسنامه رواج یافته است، هزاران هزار جامعه مدرن در قالب انواع شرکتها، سازمانها، احزاب و انجمنها در کشور تأسیس شده است که همه آنها از روی مدلهای خارجی کپیسازی شده است. اما ساخت جامعه با ساخت محصولات صنعتی تفاوت ماهوی دارد.
وقتی افراد یک جامعه طبیعی دور هم جمع میشوند تا بر اساس توافق خودشان (یعنی بر اساس: قرارداد اجتماعی، یا اساسنامه/قانون اساسی) به جامعه/انجمن/سازمان خودشان ساختار بدهند، این ساختار، خواه ناخواه، برآمده از رفتار متقابل این افراد خواهد بود که فرهنگ همان جامعه به آن شکل میدهد. به همین خاطر، به رغم تأسیس هزاران هزار جامعه به ظاهر مدرن طی سدهی اخیر در ایران، بدون استثنا تمام این جوامع بر اساس همان فرهنگ هیأتی عمل میکنند که در درون فرهنگ جامعه جریان دارد. بدیهی است، تا وقتی این جوامع کوچک باشند و کارهای پیش پا افتاده انجام میدهند، فرهنگ هیأتی جواب میدهد. اما به محض این که قرار است این جوامع به اصطلاح مدرن کارهای بزرگ، پیچیده و بلند مدت انجام دهند، مثلا، کشور را اداره کنند، ناکارآمدی و فشل بودن آنان آشکار میشود و البته، این ناکارآمدی را با درآمدهای نابشی از فروش نفت جبران میکنند.
دفتر کادرها در ابتدا با خوش خیالی تصور میکرد که تمام این جوامع به اصطلاح مدرن، از مهارت ساخت جامعه بر اساس علم حقوق پارلمانی استقبال خواهند کرد و خواهند کوشید تا ساختارهای سازمانی خودشان را بر اساس این علم بازآفرینی کنند. اما تجربه نشان داد، ساختاری قدرتی که در این جامعهها شکل گرفته است، بسیار مقاومتر از آن است که به اصلاحات تن بدهند و چارهای جز ساختن جامعههای جدید بر اساس مهارت جدید باقی نمیماند.
در حالیکه ساخت جامعه مثل ساخت یک بنای عظیم، علاوه بر مهارت و دانش مهندسی، به صدها عامل اصلی دیگر هم نیاز دارد، دفتر کادرها که در ابتدا قرار بود فقط دانش و مهارت مهندسی را در اختیار مدیران و مسؤلان جامعههای مستقر ارایه دهد، مجبور شد نسبت به ساخت جامعههای مدرن نیز اقدام کند. کاری که نه در مسؤلیت دفتر کادرها بود و نه در توانش. اما مجبور شد در این مسیر حرکت کند و البته دستاورها نیز تا اینجا عظیم و قابل توجه بوده است.
در این مرحله جدید، هدف اصلی این است که اعضای انجمنهایی در چارچوب انجمن اصلی تأسیس میشوند، در جریان عمل با قواعد بازی دموکراسی آشنا شوند، چرا که تجربهها نشان داد، اگر کسی که جلسه را اداره میکند بر این قواعد مسلط باشد، و جلسه طبق همین قواعد اداره شود، تمام اعضای حاظر در جلسه، به مرور و به سادگی با این قواعد آشنا میشوند، ضمن اینکه تمام حاضران با چشم خود معجره تحول فرهنگی ناشی از رفتار در چارچوب این قواعد را ملاحظه خواهند کرد. . .
تا کنون انجمنهای متعددی تأسیس شده و این روند ادامه خواهد یافت. تمام این انجمنها یک هدف را دنبال میکنند: آشنایی با پراکتیس پارلمانی، آشنایی با علم حقوق پارلمانی، و کسب مهارت ساخت جامعه بر اساس اراده جمعی که البته تک تک اعضای آن طبق قواعد عقلی و عادلانهای رفتار میکنند که علم حقوق پارلمانی آنها را تبیین و استدلال کرده است.
در این بخش، اخبار این انجمنها، تا انجا که امکان انتشار همگانی داشته باشند، تقدیم میشود:
یکی از اعضای «سازمان موقت حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوین شهر و روستا» پیشنهاد کرده است که نشست فوقالعادهی این سازمان ساعت ۲۰ روز سهشنبه ۲۳ دی ماه ۱۴۰۴ به صورت غیرحضوری برای اجرای یک دستورکار خاص فراخوان شود. این پیشنهاد مورد حمایت یک عضو دیگر قرار گرفته است و انتظار میرود نشست مورد نظر در موعد مقرر دعوت به دستور شود.
این پیشنهاد «با توجه به احتمال گسترش تظاهرات اعتراضی مردم و ضرورت تدوین راهنقشه گذار مسالمتآمیز از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب» مطرح شده است.
نظر به اهمیت این اقدام، متن کامل قطعنمامه پیشنهادی از رسانه داخلی سازمان موقت حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوین شهر و روستا» نقل میشود.
برای کسب اطلاعات بیشتر در باره فعالیتهای این سازمان به این لینک مراجعه کنید:
اما متن قطعنامه:
«گروه بنیانگذارن انجمن اصلی» در دهمین نشست خود که ساعت ۵ بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴ به صورت حضوری و غیرحضوری دعوت به دستور شده بود، تصمیم گرفتند به جای «انجمن »، «کانون» تشکیل دهند. «کانون» با «انجمن» چه فرقی دارد؟ و این تصمیم برای «تجربه یک جهش فرهنگی» و آینده ایران چه اهمیتی خواهد داشت؟ نوشتهای که پس از این مقدمه کوتاه خواهد آمد به این پرسشها میپردازد. اما پیش از آن؛
خاطر نشان میکند که تا کنون از میان ۷۴ نفری که برای بنیانگذاری انجمن اصلی دعوت شده بوند ۲۳ نفر اساسنامه گروه بنیانگذاران را امضا کردهاند و در دهمین نشست این گروه ۱۳ نفر از آنان حضور یافته بودند: ۱) محمدطاهر آهنگری عضو انجمن گسترش سواد دموکراسی و عضو گروه بازآفرینی حزب فرزندان ایران، ۲) جواد اسماعیلی که برای نخستین بار در نشستهای گروه بنینگذاران شرک کرده بود، ۳) رسول بابارضا عضو گروه بنینگذاران انجمن تعلیمات اجتماعی کودکان (تاک)، ۴) ابوالفضل بازرگان مسؤل کمیته اجرایی نهضت آزادی ایران و عضو گروه بنیانگذاران انجمن اصلی، ۵) شهرام جلاج، عضو انجمن گسترش سواد دموکراسی و انجمن اصلاح نظام قانونگذاری در پرتو علم حقوق پارلمانی، ۶) محمد داوری سخنگوی سازمان معلمان ایرن و عضو گروه بنیانگذاران انجمن اصلاح ساختاری احزاب سیاسی (اساس)، ۷) علی شعبانی عضو گروه بنیانگذاران اصلی، ۸) نرگس ظریفیان دبیر انجمن گسترش سواد دموکراسی و نیز دبیر گروه بازآفرینی «تشکل حامیان برابری معلولان»، ۹) شهریار علیپور عضو سازمان موقت حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوین شهر و روستا و بنیانگذار «کارگاه جهش فرهنگی در تأتر»، ۱۰) ابوالفضل علیآبادی عضو انجمن اصلاح نظام قانونگذاری در پرتو علم حقوق پارلمانی، ۱۱) محمد قائم مقامی عضو انجمن گسترش سوداد دموکراسی، ۱۲) فاطمه منصور زاده از مسؤلان حوزه اصفهان سازمان معلمان ایران و عضو گروه بنیانگذاران انجمن تعلیمات اجتماعی کودکان و ۱۳) داود حسین تسهیلگر تأسیس انجمنهای طراز نوین.
همانطور که ملاحظه میکنید، بخش قابل توجهی از حاضران در دهمین نشست گروه بنیانگذاران انجمن اصلی در یک یا چند انجمن و سازمان دیگر که براساس دستورنامه رابرت فعالیت میکنند عضو هستند و همین واقعیت ضرورت تأسیس کانون به جای انجمن را نشان میدهد.
در دهمین نشست گروه بنیانگذاران انجمن اصلی - که از این پس باید آن را موقتاً «گروه بنیانگذارن کانون اصلی» نامید - به کمیتهای یک نفره مأموریت داده شد تا فهرست تمام پرسشهای احتمالی را که باید در نشستهای آتی گروه بنیانگذاران کانون اصلی مورد مشورت قرار بگیرد تهیه کند و ارایه دهد. پس از همفکری گروهی در مورد این پرسشها، پیشنویس اساسنامه کانون اصلی تهیه خواهد شد.
پس از این مقدمه به پرسشهای مطرح شده میپردازییم:
همزمان با برگزاری شانزدهمین نشست هسته اولیه بازآفرینی حزب فرزندان ایران در نخستین روز زمستان ۱۴۰۴، گروه بازآفرینی این حزب نیز تأسیس شد و به این ترتیب، سومین مرحله از مراحل تجربه بازآفرینی یک ساختار مستقر کلید خورد.
خاطر نشان میشود مرحله نخست روند بازآفرینی حزب فرزندان ایران روز چهارشنبه ۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ آغاز شد که آقای جمشید ایرانی دبیرکل این حزب برای نخستین بار با قواعد دموکراسی مواجه شد. بیش از یک سال تلاش لازم بود تا دبیرکل حزب بتواند قواعد دموکراسی را به تعدادی از کادرهای حزب معرفی کند و آنان را مجاب سازد تا هسته اولیه بازآفرینی حزب را روز دوشنبه ۳۰ تیر ماه ۱۴۰۴ تشکیل دهند و به این ترتیب، دومین مرحله از مراحل بازآفرینی آغاز شود.
هدف هسته اولیه تأسیس گروه بازآفرینی متشکل از تعداد بیشتری از کادرهای حزب از سراسر ایران تعیین شد و به این ترتیب، عصر روز دوشنبه اول دی ماه ۱۴۰۴ و طی مراسمی که گروهی از فعالان سیاسی اجتماعی در آن حضور داشتند، گروه بازآفرینی حزب فرزندان ایران تشکیل شد و به این ترتیب سومین مرحله از مراحل بازآفرینی این حزب کلید خورد.
گفتنی است که در مرحله اول، دبیرکل به عنوان میزبان، اعضای هسته اولیه را به عنوان مهمان دعوت کرد، و در مرحله دوم، هسته اولیه، به عنوان میزبان، اعضای گروه بازآفرینی را به عنوان مهمان دعوت کرد تا در مجمع مؤسس گروه بازآقرینی شرکت کنند و در مرحله بعد، نوبت گروه بازآفرینی خواهد بود که نمایندگان حوزههای محلی حزب فرزندان ایران را که قرار است براساس موازین دموکراسی تشکیل شوند، برای تأسیس کنوانسیون حزب فرزندان ایران دعوت کند.
نیازی به گفتن نیست که تمام این مراحل طبق قواعد عقلی و منطقی و منصفانهای انجام شده است که در کتاب دستورنامه رابرت تشریح و تبیین شده است و تکتک قواعد، پیش از آن که به اجرا درآیند، برای تمام حاضران در نشست تشریح شده است و پس از آن که تمام آنان با آن قاعده موافقت کردهاند، طبق آن قاعده عمل شده است. به این ترتیب، سرتاسر فرایند بازآفرینی این حزب، مانند فرایند بازآفرینی سایر ساختارهای مستقر، تمرین دستهجمعی قواعد دمکراسی بوده است.
علاقمندانی که مایلیند با تاریخچه بازآفرینی حزب فرزندان ایران، از ابتدا تا اینجا، آشنا شوند میتوانند به نخستین کتاب از مجموعه بازآفرینی ساختارهای مستقر مراجعه کنند که با عنوان اصلی «بازآفرینی حزب فرزندان ایران» در آخرین روز پاییز سال ۱۴۰۴ منتشر شده است.
نوشتهای که در ادامه میآید گزارشی است از مراسم تأسیس «گروه بازآفرینی حزب فرزندان ایران» که به گواهی کسانی که در آن شرکت کردند، سرتاسرش یک کارگاه آموزشی جذاب و عملی برای تمرین دستهجمعی قواعد دموکراسی بود.
ضمن تشکر از خانم نرگس ظریفیان که عکاسی این مراسم را برعهده داشت، ضچند قطعه عکس از این مراسم نیز تقدیم شده است. با هم بخوانیم و ببینیم:
در هشتمین نشست «گروه بنیانگذارن انجمن اصلی» که ساعت ۵ بعد از ظهر روز چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴ به صورت حضوری و غیرحضوری در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (کادرها) دعوت به دستور شد، پیشنهاد قیام به کمیته کل برای بررسی وضعیت عضویت در انجمن اصلی به تصویب رسید و زیرکمیتهای چهار نفره متشکل از آقایان شهرام حلاج، مجتبی امیری، داود حسین و ابوالفضل علیآبادی مأموریت یافت تا براساس مطالب مطرح شده در کمیته کل، قطعنامه پیشنویس ماده سه اساسنامه انجمن اصلی (در باره عضویت) را تهیه کند و برای بررسی و تصویب به نشست آتی گروه بنیانگذاران انجمن اصلی ارایه دهد.
در این نشست همچنین پیشنهاد آقای محمدحسین بنیاسدی دبیرکل «نهضت آزادی ایران» مبنی برتغییر روزهای برگزاری نشستهای عادی گروه بنیانگذاران انجمن اصلی از چهارشنبههای اول و سوم به چهارشنبههای دوم و چهارم هر ماه به تصویب رسید. خاطر نشان میکند از آنجا که این پیشنهاد ماهیت اساسنامهای داشت، اخطار قبلی آن در فراخوان نشست صادر شده بود و آقای ابوالفضل بازرگان مسؤل هماهنگی هیأت اجرایی «نهضت آزادی ایران» نیز از آن حمایت کرده بود. به این ترتیب، نشست بعدی گروه بنیانگذاران روز چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد.
خاطر نشان میشود در نهمین نشست گروه بناینگذارن انجمن اصلی خانمها نرگس ظریفیان دبیر «انجمن گسترش سواد دموکراسی» و فاطمه منصورزاده یکی از مسؤلان حوزه اصفهان «سازمان معلمان ایران» و عضو گروه بنیانگذاران انجمن «تعلیمات اجتماعی کودکان» (تاک)، و آقایان مجتبی امیری عضو گروه بنیانگذاران «انجمن ارتقای پروفشنگرایی در مدیریت»، شهرام حلاج عضو گروه بنیانگذاران «انجمن نظارت مردم برقراردادهای عمومی» و نیز عضو «انجمن اصلاح نظام قانونگذاری» و عضو «انجمن گسترش سواد دموکراسی»، محمد داوری سخنگوی «سازمن معلمان ایران» و عضو بنیانگذاران «انجمن اصلاح ساختاری احزاب سیاسی» (اساس)، رسول بابارضا عضو گروه بنیانگذاران «انجمن تعلیمات اجتماعی کودکان» (تاک)، سهیل فاضلی عضو گروه بنیانگذاران «انجمن ترویج دستور شرف» و دبیر این گروه، ابوالفضل علیآبادی عضو «انجمن اصلاح نظام قانون گذاری»، محمد قايممقامی عضو «انجمن گسترش سواد دموکراسی»، پیمان رحیمینژاد عضو هیأت امنای محله هزار سنگ (کوهشار)، و داود حسین حضور داشتند.
تأکید بر درج سمتها و مسؤلیتهای کسانی که در هشتمین نشست گروه بنیانگذارن انجمن اصلی شرکت کرده بودند، آگاهنه و عمدی است. این امر نشان میدهد بسیاری از کسانی که قرار است به عنوان بنیانگذار، «انجمن اصلی» را تأسیس کنند، در یک یا چند انجمن و سازمان دیگر که به نحوی در امر ترویج قواعد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) فعالیت میکنند، عضو هستند. از همین رو، ایده تأسیس «کانون انجمنهای اصلی اختصاصی» (نام موقت) را باید جدی گرفت.
نوشتهای که در ادامه تقدیم میشود میکوشد جنبههای مختلف این ایده را بررسی کند و تفاوتهای بین «کانون/کنوانسیون» با «انجمن/اسمبلی» را توضیح دهد؛ به این امید که به گفتگوی درونسازمانی در باب معماری «انجمن اصلی» دامن بزند:
در نوزدهمین نشست «انجمن گسترش سواد دموکراسی» که ساعت ۱۶ روز پنجشنبه ۲۰ آذر ماه ۱۴۰۴ به صورت حضوری و غیرحضوری برگزار شده بود، پیشنویس «راهنمای برگزاری کارگاههای آشنایی با قواعد دمکراسی» در ۱۰ بند مطرح شد و مورد بررسی قرار گرفت.
به نظر میرسد یکی از ویژگیهای جوامع مدرن این باشد که اعضای این سازمانها براساس قواعد و رویههای مکتوبی عمل میکنند که خودشان و براساس توافق خودشان آنها را به مثابه «قانون» به تصویب میرساند و طبق توافق خودشان آنها را اصلاح میکنند. از این منظر، ساخت «جوامع مردم خودقانونگذار» (دموکراسی حقیقی) مستلزم این است که اعضای این جوامع مهارت نستباٍ پیجیده تدوین قواعد ناظر بر خودشان را کسب کرده باشند. به همین خاطر، در نشستهای انجمن گسترش سواد دموکراسی، و سایر انجمنهایی که در چارچوب «تجربه یک جهش فرهنگی» و براساس موازین دموکراسی تأسیس و مدیریت میشود، تلاش خواهد شد تا هر فرصتی به یک تجربه آموزشی برای ارتقای مهارت ساخت جوامع مردم خودقانونگذار بدل شود. راهنمای برگزاری کارگاههای آشنایی با قواعد دموکراسی هم در راستای تحقق این هدف ضمنی هم بوده است.
خاطر نشان میشود در پی برگزاری دو کارگاه آشنایی با قواعد دموکراسی به همت انجمن گسترش سواد دوکراسی و تدارک برگزاری سومین کارگاه که از روز شنبه ۲۲ آذر ماه ۱۴۰۴ فعالیت خود را شروع خواهد کرد، تجربههای بسیار ارزشمندی کسب شد که لازم بود در قالب یک جزوه راهنما مدون شود تا با انباشت تجربه ها از هدر رفتن سرمایههای اجتماعی پیشگیری شود.
متنی که در ادامه تقدیم میشود پیشنویس «راهنمای برگزاری کارگاههای آشنایی با قواعد دموکراسی» است که در نوزدهمین نشست انجمن گسترش سواد دموکراسی مطرح شد و ادامه بررسی و تصویب آن به نشست بعدی موکول شد.
نکته قابل ذکر دیگر این که در بند ۴ این راهنما برای نخستین بار از اصطلاح «شورای مرجمعیت» به عنوان معادل فارسی برای اصطلاح «بورد پروفشنال» استفاده شده است و باید دید که ـ به خصوص با توجه به مباحثی که در پروفشن روحانیت در این زمینه شده و میشود ـ مورد قبول طبع ایرانیان قرار خواهد گرفت یا نه.
در باره معنا و سازوکار «شورای مرجعیت» در پروفشن «پارلمانتارینها» به عنوان «کادرهای دموکراسی» از سوی یکی از اعضای حاضر در این نشست سؤال شد و در پاسخ به این پرسش نکات مهمی مطرح شد که میتواند مفاد یک مقاله مستقل باشد که ـ گوش شیطان کر ـ در آینده تقدیم علاقمندان خواهد شد. تا آن زمان، متن راهنمای برگزاری کارگاههای آشنایی با قواعد دموکراسی به عنوان نمونهی سندی از این دست تقدیم میشو. با هم میخوانیم:
همانطور که مدارس، دبیرستانها و دانشگاهها مناسبترین مکان برای ترویج قواعد دموکراسی و ارتقای مهارتهای ساخت جوامع مردم خودقانونگذار (دموکراسی حقیقی) در میان کودکان، نوجوانان و جوانان هستند، به نظر میرسد مجامع مجتمعهای ساختمانی، اعم از مسکونی، تجاری و اداری، نیز، میتوانست مناسبترین بستر برای ترویج سواد دموکراسی در میان شهروندان باشد. اما در حال حاضر، به نظر میرسد با برگزاری هر نشستی، که طبعاٌ در غیاب قواعد عقلی و منطقی مورد توافق اداره میشوند، بیاعتمادی و بیاحترامی متقابل است که بیتشر میشود و چه بسا پس از برگزاری چند مجمع عمومی، همه اعضا به این نتیجه برسند که بهتر است مدیر ساختمان کلیه امور مجتمع را رتق و فتق کند و برای همیشه قید برگزاری هر مجمع تصمیمگیری را بزنند! این قصه پیچیده است و هر تلاشی برای ساده کردن تحلیل این ماجرا حاکی از کمدانشی است. با این همه، مقایسه سردستی قانون مالکیت آپارتمان در کشورهایی مثل هند، فرانسه، انگلستان و ایالات متحده با قانون مالکیت آپارتمان در ایران یک تفاوت اساسی را نشان میدهد که ممکن است، در این زمینه مؤثر باشد: در حالی که مالکیت آپارتمانها درقانون کشورهای مذکور به صورت شرکت سهامی و تعاونی است، و مالک هر آپارتمان در مجمع تصمیمگیری به اندازه ارزش واحد مسکونی خود حق رأی دارد، و تصویب موضوعات مختلف به آرای متفاوتی نیاز خواهد داشت، اما در قانون مالکیت آپارتمانها در ایران مالک هر آپارتمان در امر تصمیمگیری در امور مشاع ساختمان حق وتو دارد. این نوع خاص از روابط حقوقی تا چه اندازه در کم اهمیت شدن مجمع مجتمعهای مسکونی تأثیر گذشته است؟
مسأله مهمی است؛ اما مسائلی از این دست نیاز به تحقیق دارد. با این همه، این فرضیه مطرح است که چه بسا آشنایی نسبی و تدریجی ساکنان مجتمعهای مسکونی با قواعد بدیهی و عقلی اداره مجامع تصمیمگیری (آنطور که در دستورنامه رابرت تشریح شده)، به رغم حق وتوی مالکان آپارتمانها، ممکن است به ارتقای احترام و اعتماد متقابل بین اعضای مجامع ساختمانی مدد برساند. از همین رو، از نخستین روزهای آغاز «تجربه یک جهش فرهنگی»، مجامع مجتمعهای ساختمانی یکی از مهمترین مشتریان بالقوه آموزش و ترویج قواعد تصمیمگیری جمعی محسوب میشدند. اما تلاش اصلی دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) در نخستین مرحله، شناسایی فعالان سیاسی و اجتماعی پروفشنال و معرفی این قواعد به آنان بوده است.
کسانی که سرنوشت «تجربه یک جهش فرهنگی» را از ابتدا (۱۳۹۱) تا امروز دنبال کردهاند گواهی میدهند که با افزایش تدریجی تعداد فعالان سیاسی اجتماعی پروفشنال که با این قواعد آشنا شدهاند و نسبت به ترویج آنها متعهد هستند، «تجربه یک جهش فرهنگی»، نیز، به همت همین فعالان، ابعاد گستردهتری یافته است. جدیدترین شاهد این مدعا، تلاش برای تأسیس مؤسسهای برای آموزش قواعد تصمیمگیری جمعی به مدیران و ساکنان مجتمعهای مسکونی، تجاری و اداری است. نوشتهای که در ادامه میآید به همین تجربه جدید میپردازد. با هم میخوانیم:
در دهمین و آخرین نشست یکی از کارگاههای غیرحضوری «آشنایی با قواعد دموکراسی» که از شنبه ۵ مهر تا شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴و با همکاری انجمن گسترش سواد دموکراسی و دفتر کارگاههای آموزش قواعد دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) به صورت هفتگی و الکترونیکی برگزار شد، اساسنامه «گروه حامیان تأسیس انجمنهای سواد دموکراسی در سراسر کشور» به تصویب رسید و تمام حاضران در نشست که اعلام کرند اساسنامه مصوب را امضا میکنند، در مجمع مؤسس این گروه شرکت کردند و آقایان داود حسین را به عنوان مدیر، محمدرضا پژوهان را به عنوان دبیر و مورخ، و رضا غفاری را به عنوان خزانهدار ابرگزیدند و به این ترتیب «گروه حامیان تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی سراسر کشور» متولد شد.
گفتنی است که در شکلگیری این «کارگاه آشنایی با قواعد دموکراسی» آقای جمشید ایرانی دبیرکل حزب فرزندان ایران نقش تعیینکننده ایفا کرده است و اعضای این کارگاه و این گروه، عمدتاُ از فعالان سیاسی هستند که به ویژه در شکلگیری خانههای احزاب پروانهدار در سطح استانها نقش تسهیلکننده ایفا میکنند.
از سوی دیگر، روش معرفی و آموزش قواعد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) طی سیزده سال گذشته به نحوی با فرهنگ ایرانیان امروز هماهنگ شده است که انتظار میرود اعضای این گروه بتوانند در سطح ملی به گسترش و تعمیق «تجربه یک جهش فرهنگی» کمک بسیار بزرگی بکنند.
لازم به تکرار است که منظور از «تجربه یک جهش فرهنگی» تلاشهای دستهجمعی تمام فعالان سیاسی اجتماعی پروفنشال و متعهد است که به نحوی با قواعد دموکراسی آشنا میشوند و وظیفه ملی خود مییابند که به هر نحو ممکن در ترویج این قواعد در سطح ملی بکوشند، زیرا به این باور رسیدهاند که ترویج این قواعد ممکن است منجر به یک جهش فرهنگی شود که پیامد آن بازآفرینی سراپای نظام فرهنگی/اجتماعی/سیاسی براساس موازین دموکراسی خواهد بود.
با این حساب میتوان دریافت شکلگیری این گروه چطور میتواند یک «نقطه عضو» در «تجربه یک جهش فرهنگی» باشد که تمرکز این جنبش را از تهران به ایران ارتقا میبخشد.
گفتنی است یکی دیگر از این نقاط عطف در «تجربه یک جهش فرهنگی» برگزاری نخستین نشست «کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی» بود که با شرکت گروهی از فعالان سیاسی اجتماعی پروفشنال، ساعت ۷ بامداد روز یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ در سال هیأت مدیره انجمن شرکتهای ساختمانی تهران و به میزبانی آقای محمد عطاردیان تشکیل شد و همان گروه ـ به عنوان «جریان اصلی» و بنیانگذاران «انجمن اصلی» ـ نقش تاریخی خود را ایفا میکند.
نکته جالب این که تعداد اعضای گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی که از سیزده سال پیش فعالیت خود را شروع کرد و بنیانگذاران«گروه حامیان تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور» یکی است: ۱۲ نفر.
نوشتهای که در ادامه میآید مصوبات و دستاوردهای مجمع مؤسس «گروه حامیان انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور» را روایت میکند. با هم میخوانیم:
در سی و دومین نشست گروه حامیانِ (نهمین نشست سازمان موقت حامیانِ) تأسیس «انجمنهای طراز نوین شهر و روستا» (نام موقت) که عصر روز سهشنبه ۴ آذر ۱۴۰۴ به صورت الکترونیکی برگزار شد، راهنقشه برگزاری مراسم تأسیس سازمان دائمی «حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوین شهر و روستا» برای بررسی و تصویب ارایه شد. متن این راهنقشه در ادامه این نوشته تقدیم شده است.
این رهنقشه تمام اقدامات مورد نیاز برای برگزاری مراسم تأسیس این سازمان را که قرار است بعد از ظهر روز سهشنبه اول اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ و با دعوت از حدود ۵۰ نفر از فعالان سیاسی اجتماعی در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفترکادرها) برگزار شود، مشخص کرده است.
تا کنون ۱۵ نفر از فعالان اجتماعی از همکاری با سازمان موقت استقبال کردهاند و سازمان دائم قرار است با حداکثر ۳۰ عضو تأسیس شود.
هدف سازمان دائمی «حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوین شهر و روستا، به مثابه یک ستاد تسهیلگر، ترویج آگاهیها و ارتقای مهارتهای مورد نیاز در میان مردم شهرها و روستاهای سراسر کشور برای سازماندهی به خودشان چونان «جوامع مردم خودقانونگذار» (دموکراسی حقیقی) است. در این صورت، به اهالی هر محله، شهر و روستا مربوط است که مجمع تصمیمگیری خودشان را ـ به عنوان مثال ـ روزهای جمعه آخر هر ماه در یک میدان برگزار کنند، یا اختیار تصمیمگیری در باره مشاعات جامعه خود را به نمایندگانی که برمیگزینند تفویض کنند. خلاصه این که تعیین ساختار و سازمان حاکمیت در هر جامعه نیز به طور مطلق در اختیار مجمع عمومی همان جامعه است که اصلی است بدیهی و شناخته شده. اما مشکل این است که تحقق این اصل بدیهی به شرایط فرهنگی ویژهای نیاز دارد که حاملان «تجربه یک جهش فرهنگی» به دنبال ترویج آن در میان ایرانیان هستند. با این حساب، سازمن حامیان تأسیس «انجمنهای طراز نوین شهر و روستا» یا «حکومتهای محلی براساس موازین دموکراسی» ستون فقرات «تجربه یک جهش فرهنگی» را تشکیل میدهد. چرا که با شکلگیری چنین انجمنهایی در سطح یک روستا، یک محله و یک شهر، تمام اهالی آن محل با قواعد و موازنن دموکراسی نیز آشنا خواهند شد. یا به بیان دقیقتر، شکلگیری این روند مستلزم آشنایی شهروندان با موازین دموکراسی است.
بدیهی است که تحقق چنین چشماندازی مستلزم کسب هژمونی از سوی فعالان اجتماعی است که «تجربه یک جهش فرهنگی» حاصل تلاشهای مستمر تکتک آنان است که با قواعد نسبتاٌ پیجیده دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) آشنا شدهاند و تلاش میکنند تا این قواعد و مهارت ساخت جوامع مردم خودقانونگذار براساس این قواعد را در میان هموطنان خود ارتقا بخشند.
گفتنی است که در نهمین نشست «سازمان موقت حامیان» آقای علیاکبر عبدالحسینی متعهد شد تا در باره حکومتهای محلی در کشورهای سوئيس و فرانسه تحقیق کند. آقای داود حسین نیز قرار است وضعیت حکومتهای محلی در انگلستان و آمریکا را مورد بررسی قرار دهد. از سایر اعضای سازمان موقت حامیان نیز انتظار میرود متناسب با وضعیت شخصی خودشان، وضعیت حکومتهای محلی در یک کشور را مورد بررسی قرار دهند و نتایج تحقیقات آنان در نشستهای ماهانه سازمان که در اینده برگزار خواهد شد در اختیار علاقمندان و افکار عمومی قرار خواهد گرفت.
خاطر نشان میشود که کتاب دستورنامه رابرت قواعد اختصاصی مجامع قانونگذاری را مورد بررسی قرار نداده است از همین رو، «انجمن اصلاح نظامقانونگذاری در پرتو علم حقوق پارلمانی» و «سازمان حامیان تأسیس انجمنهای طراز نوپین شهر و روستا» این مسؤلیت را برعهده گرفتهاند که با مطالعه دقیق قوانین ناظر بر مجامع قانونگذاری در کشورهای دیگر، این کاستی را برطرف سازند.
در ادامه راهنقشه برگزاری مراسم تشکیل «سازمان حامیان تأسثس انجمنها طراز نوین شهر و روستا»، به نقل از رسانه داخلی این سازمان تقدیم میشود. با هم می خوانیم:
دومین نشست هسته بازآفرینی تشکلی که با نام «تشکل حامیان برابری معلولان» در اواخر بهمن ماه ۱۴۰۳ به ثبت رسیده اما در حال حاضر غیرفعال است، ساعت ۵ بعد از ظهر روز سهشنبه ۴ آذر ۱۴۰۴ به صورت الکترونیکی و با حضورخانم نرگس ظریفین (دبیر) و آقایان مجمد جودی (مدیر)، علیرضا سعادت و داود حسین دعوت به دستور شد.
خاطر نشان میشود آقایان محمد جودی و علیرضا سعادت دو نفر از کارورزان کارگاه آشنایی با قواعد دموکراسی بودند که به همت انجمن گسترش سواد دموکراسی، طی ۱۰ نشست در مهر و آبان ۱۴۰۴ در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) برگزار شد و پس از آشنایی حداقلی با قواعد دموکراسی تصمیم گرفتند نسبت به احیای «تشکل حامیان برابری معلولان» اقدام کنند و از این طریق، هم مهارت های رهبری دموکراتیک خود را ارتقا بخشند و هم سهم خود را در بسط و تعمیق «تجربه یک جهش فرهنگی» ایفا کنند.
منظور از «تجربه یک جهش فرهنگی» تلاش دستهجمعی فعالان سیاسی/اجتماعی پروفشنال است که پس از آشنایی با قواعد دموکراسی (به روایت دستورنامه رابرت) میکوشند این قواعد را در میان مردم ترویج کنند و مهارت آنان را برای ساخت «جوامع مردم خودقانونگذار» (دموکراسی حقیقی) ارتقا بخشند. و از آنجا که این مهارت در کشور مبدأ، طی قرنها و بدون طرح قبلی و از طریق آزمون و خطا سربرآوره است، در صورتی که تلاش این گروه از فعالان سیاسی/اجتماعی در کشور مقصد به ثمر بنشیند، در آن صورت میتوان گفت ـ گوش شیطان کر ـ یک جهش فرهنگی رخ داده است که پیامد ضمنی آن احتمالاً تحول بنیادین در نظام فرهنگی/اجتماعی/سیاسی خواهد بود.
نوشتهای که در ادامه میآید، درسهای دومین نشست هسته اولیه گروه احیای یک تشکل متروک را، از منظر آموزشی، مرر میکند. با هم میخوانیم:
در نهمین نشست کارگاه غیرحضوری آشنایی با قواعد دموکراسی که شامگاه روز شنبه اول آذر ماه ۱۴۰۴ به صورت الکترونیکی تشکیل شده بود، بررسی پیشنویس اساسنامه «گروه حامیان تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور» آغاز شد.
معمولاً در کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (قواعد دموکراسی) از کارورزن خواسته میشود تا با مشارکت هم و به صورت تمرینی در باره هدفی که فکر میکنند لازم است برای تحقق آن یک جامعه/انجمن/.سازمان تأسیس کرد، به توافق برسند. کارورزان، در جریان تدوین اساسنامه و سایر اسناد مورد نیاز برای تأسیس انجمن مفروض، به مرور با پرمصرفترین و مبرمترین قواعد تأسیس و اداره «جوامع مردم خودقانونگذار» (دموکراسی حقیقی) آشنا میشوند.
حضور فعالان سیاسی اجتماعی و رهبران محلی پروفشنال در این کارگاهها ممکن است سبب شود تا انجمنی که به صورت تمرینی تأسیس میشود، به فعالیت خود ادامه دهد و چه بسا چنان رشد کند که ـ گوش شیطن کر - سرشاخههای آن سراسر کشور را نیز فرابگیرد. ظاهراً، قرار است از دورن نخستین کارگاه غیرحضوری آشنایی با قواعد دموکراسی که با همکاری انجمن گسترش سواد دموکراسی و دفتر کارگاه های آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) برگزارشد، یک نمونه از چنین انجمنهایی سربرآورد: «گروه حامیان تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور».
آخرین مادهی پیشنویس اساسنامه این «گروه» که شرایط «انحلال» آن را مقرر کرده است میگوید:«پس از تشکیل حداقلی از انجمنهای گسترش سواد دموکراسی و تأسیس کانون انجمنهای گسترش سواد دموکراسی این گروه منحل خواهد شد و اسناد و داراییهای آن به آن کانون منتقل میشود».
با این حساب میتوان آغازفعالیت «گروه حامیان تأسیس انجمنهای گسترش سواد دموکراسی در سراسر کشور» را، همزمان، آغاز تدارک تأئیس «کانون انجمنهای گسترش سواد دموکراسی» تلقی کرد و از هم اکنون زمینه را برای سربرآوردن چنان کانونی که لابد میتواند نقش تاریخی در سرنوشت ملی ایفا کند، فراهم ساخت.
نوشتهای که در ادامه میآید نخستین گام در این مسیر را توصیف میکند. با هم می]وانیم:
fa
اخبار ساخت جوامع طراز نوین
?