همزمان با برگزاری نخستین نشست نسل اول بنیانگذاران «انجمن اصلی» که عصر روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ در دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) برگزار شد، نشر «اختران» ترجمه فارسی ویرایش دوازدهم کتاب دستورنامه رابرت را با عنوان فرعی «قواعد اداره انواع مجامع تصمیمگیری»، در ۷۰۵ صفحه و با جلد گالینگور منتشر کرد.
هنری مارتین رابرت نخستین ویرایش این کتاب را در سال ۱۸۷۶ در ایالات متحد آمریکا منتشر کرد و به همین خاطر، این کتاب به «دستورنامه رابرت» معروف شد.
بعدها، بازماندگان هنری مارتین رابرت، این کتاب را به صورت پیدرپی ویرایش کردند و این کتاب، به مرور، از یک کتاب ساده حاوی قواعد ناظر بر انواع مجامع تصمیمگیری دموکراتیک، به یک کتاب حقوق تبدیل شد که از منظر علم حقوق پارلمانی، درستی این قواعد را نیز تبیین و استدلال کرده است.
قواعد ناظر بر انواع مجامع تصمیمگیری دموکراتیک، طی قرنها و از طریق آزمون و خطا و بدون طرح قبلی، در پارلمان انگلستان ساخته و پرداخته شد و در قرن هفدهم میلادی از طریق مهاجران انگلیسی به قاره جدید انتقال یافت.
مؤلفان متعددی مجموعه این قواعد را در کتابهای گوناگون گردآوری و تبیین کردهاند،اما دستورنامه رابرت، جامعترین و کاملترین مرجعی است که این قواعد را که قواعد دموکراسی است، گردآوری و تبیین کرده است.
در تدوین دوازدهمین ویرایش کتاب دستورنامه رابرت ۶ متخصص با تخصصهای مختلف نقش داشتهاند. در پیشگفتار این مؤلفان، تاریخچه قواعد دموکراسی و نیز تاریخچه کتاب دستورنامه رابرت به صورت مختصر اما جامع تشریح شده است و خوانندگان فارسیزبان برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه لازم است به پیشگفتار مؤلفان مراجعه کنند.
آنچه در ادامه میآید، به صورت مختصر، تاریخچه ترجمه و انتشار این کتاب را در زبان فارسی روایت میکند:
دفتر «کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت» (دفتر کادرها) از نخستین روز فعالیت خود در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۸۶ به این اصل متعهد شد که ترویج این قواعد در ایران باید حتماُ خارج از قلمرو دولت و بدون اتکا به رانتهای فسادآور و فقط با حمایت مردمی که به ترویج این قواعد باور دارند فعالیت خود را ادامه دهد.
البته، تجربههای دفتر کادرها نشان داده است که دستگاههای دولتی بسیار فشلتر از آن هستند که بتوانند حتی از ارایه خدمات رایگان دفتر کادرها نیز بهره ببرند.
طی ۱۳ سال گذشته که دفتر کادرها، از طریق آزمون و خطا و در جریان برگزاری انواع کارگاههای آموزشی میکوشید تا بهترین روشهای ترویج این قواعد را در فرهنگ ایران خلق کند، بسیاری از فعالان سیاسی اجتماعی، با صرف وقت و حضور خود در این کارگاهها، امکان چنین تجربههایی را فراهم آوردند. دفتر کادرها وظیفه خود میداند از تمام این فعالان اجتماعی که بخشی از عمر عزیز خود را صرف تجربه این جهش فرهنگی کردند، قدردانی کند.
خوشبختانه، «جهش فرهنگی» به مرور از حرکت زیرخاکی خود سربیرون میآورد و میرود تا در سطح ملی شاخ و برگ بگستراند.
در چنین شرایطی است که تجهیز دفتر کادرها به نیروهای کارآمد به یک امر حیاتی تبدیل میشود و برای تحقق این هدف، فعالان اجتماعی، علاوه بر اهدا وقت عزیز خود، لازم است از نظر مالی نیز ـ هر اندازه که میتوانند ـ کمک کنند.
این صفحه الکترونیکی، ساعت ۵ بامداد امروز، چهارشنبه، ۲۶ فروردین ماه سال ۱۴۰۴ راهاندازی میشود تا نام کسانی را که به دفتر کادرها کمک مالی میکنند، در جریده عالم برای همیشه ثبت کند.
نام این افراد، در صورتی که موافقت کنند، در اسناد «چهش فرهنگی» و دفتر کادرها برای همیشه باقی خواهد ماند.
به تمام فعالان اجتماعی سیاسی که دغدغه ترویج حاکمیت مردم در چارچوب قانون عام دموکراسی را دارند، یادآوری میشود که کمک آنان، هرچقدر که ناچیز باشد، وقتی جمع شود دریا خواهد شد.
در ادامه نام و مشخصات کسانی که به دفتر کادرها به صورت ماهانه، کمک مالی میکنند، ذکر میشود. این فهرست با افزوده شدن نام هر بک از چراغ افروزان، ویرایش خواهد شد.
دفتر کادرها:
۰۲۱-۸۸۹۱۱۰۱۷
ويرايش دهم كتاب رابرتز رولز آو اوردر [2] (دستورنامه رابرت) كه در سال ۲۰۰۰ و در ۸۰۰ صفحه در ايالات متحد آمريكا منتشر شده است، تمام قواعد و رويههاي پيشگزيدهي ادارهي انواع مجامع تصميمگيري و سازمانها و انحمنهاي دموكراتيك را به صورت جامع و كامل تشريح كرده است. ريشهي اين قواعد، به دولتشهرهاي يونان باستان ميرسد. سنتهاي دموكراسي يونان به روم منتقل شد و برخي از آنها در دوران چهار صد سالهي حكومت امپراتوري رم بر بريتانيا، با سنتهاي قبيلهاي آنگلوساكسونها در آميخت. اما بخش اصلي قانون عرفي پارلماني طي حدود هشتصد سال در پارلمانهاي انگلستان ساخته و پرداخته شد و از آنجا به مهاجر نشينهاي قارهي جديد انتقال يافت.
به دليل حضور مهاجر نشينان غيرانگليسي تبار در ايالات متحد آمريكا و شكلگيري سنتهاي متفاوت پارلماني در ايالات مختلف آن كشور، مكتوب كردن و نشر اين قواعد در آمريكا ضرورت پيدا كرد. توماس جفرسو نخستين رئيس مجلس سنا و معاون رئيس جمهور ايالات متحد آمريكا نخستين نگارش اين قواعد را با عنوان راهنمای پراکتیس پارلمانی برای استفاده در سنای ایالات متحده براي استفاده در مجلس سناي آمريكا مكتوب كرد. بعدها، هنري مارتين رابرت براي نخستين بار روايتي از اين قواعد را براي استفاده در انواع جامعه/انجمنها و مجامع تصميمگيري گردآوري و در سال ۱۸۷۶ منتشر ساخت. اين كتاب به همت همسر، عروس، پسر و نوهي هنري مارتين رابرت به صورت مرتب مورد بازنگري قرار گرفته و ویرایشهای جدید آن منتشر شده است و به همین خاطر، از سوي بيش از هشتاد درصدانجمنها و سازمانهاي دموكراتيك در كشورهاي توسعهيافته، به عنوان «مرجع پارلماني» مورد استناد قرار ميگيرد و طبق قواعد آن اداره ميشوند. براي مطالعه بيشتر در اين زمينهها به پيشگفتار اين كتاب دراينجا مراجعه فرماييد.
ويرايش دهم اين كتاب كه زير نظر هنري مارتين رابرت سوم و با همكاري گروهي از وكلاي پارلماني، تهیه و منتشر شده است، سالها پيش (۱۳۸۵) به فارسي ترجمه شد و از طريق وبسايتهاي مختلف در اختيار علاقمندان قرار گرفت. قرار است متن کاغذی آن نیز به همت نشر اختران در آیندهی نزدیک منتشر شود.
گفتنی است که ویرایشهای یازدهم و دوازدهم این کتاب نیز منتشر شده است که با ویرایش دهم آن تفاوتهای بسیار جزئی دارد.
علاقمندان به متن کامل این کتاب میتوانند با دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) در تهران، با شماره تلفن۸۸۹۱۱۰۱۷ - ۰۲۱ تماس بگیرند. برگزاری انواع کارگاههای آموزشی نحوهی اداره مجامع و جلسات تصمیمگیری بر اساس قواعد منطقی و عادلانهای که در این کتاب تشریح شده است، و نیز، ارایه مشاوره در خصوص تدوین انواع اساسنامهها و آئیننامههای جامعه/انجمن/سازمانها نیز بخشی از خدماتی است که دفتر کادرها ارایه میدهد.
لازم به یادآوری است که از سوی مؤسسه رابرتز رولز آو اوردر، خلاصهی ویرایش دهم کتاب دستورنامه، به صورت رسمی تهیه و منتشر شده است. ترجمه فارسی این کتاب خلاصه نیز اینجا دردسترس علاقمدان است.
فهرست مطالب ترجمه غيرنهايي ويرايش دهم دستورنامه رابرت در ادامه تقديم ميشود:
چقدر خوب بود اگر میشد این سلسله یادداشتها را با عنوانی مثل «راهنمای اداره مجامع تصمیمگیری ایرانیان» نوشت. اما نویسندهی این یادداشتها هنوز این مهارت را کسب نکرده است که بتواند تجربههای خودش را به صورت یک جزوه راهنما در اختیار علاقمندان قرار دهد. به علاوه، فرض کنید کسی شنا کردن یا ساز نواختن را یاد گرفته باشد. آیا میتواند با نوشتن یک جزوهی راهنما، مهارت خودش را در اختیار دیگران قرار دهد؟ نه. حداکثر این که چنین فردی میتواند به کسی که واقعاَ میخواهد شنا کند یا ساز بنوازد کمک کند تا کارش را بهتر انجام دهد. ادارهی مجامع تصمیمگیری طبق قانون عام پارلمانی هم یک مهارت است. به همین خاطر، در انجمن ملی پارلمانتارینهای آمریکا ، حتی به پارلمانتارینهایی که تمام قواعد کتاب ۸۰۰ صفحهای دستورنامه رابرت را به خوبی فراگرفته باشند، و در امتحان مربوطه قبول شوند، فقط مجوز آموزش این قواعد داده میشود و نه ادارهی مجامع تصمیمگیری. یک پارلمانتارین برای رسیدن به اجتهاد در این پروفشن و کسب پروانه فعالیت برای اداره مجامع تصمیمگیری، باید مهارت خودش را، در عمل، به بورد پروفشنال انجمن ملی پارلمانتارینها اثبات کند.
اما آیا یک پارلمانتارین پروفشنال که از بورد پروفشنال انجمن ملی پارلمانتارینها پروانه فعالیت هم کسب کرده باشد، قادر خواهد بود مجامع تصمیمگیری ایرانیان را اداره کند؟ سؤال مهمی است.
شاید به این اعتبار که یک خارجی است، و از یک مؤسسه آموزشی آمریکایی درجه یک مدرک گرفته، اعضای یک مجمع تصمیمگیریِ فرضیِ متشکل از ایرانیان، سمعاَ و طاعتاَ، به دستوراتش گوش کنند و کارش به این اعتبار جلو برود. اما حدود ۱۵ سال تجربه مترجم کتاب دستورنامه رابرت نشان داده است که اساساَ «طرز فکر کردن» ایرانیان، یا به بیان کامپیوتریستها، اپلیکیشنهای نصب شده در ذهن و زبان ایرانیان، یا به بیان ارسطویی، استعداد ذهنی ایرانیان، با «طرز کار» نظام حقوقیِ «قانون عام پارلمانی» به کلی بیگانه است. در نتیجه، اگر کسی بخواهد مجامع تصمیمگیری گروهیِ ایرانیان را طبق این قواعد اداره کند، پروانه فعالیت انجمن ملی پارلمانتارینهای آمریکا کافی نیست، بلکه باید با «طرز فکر کردن» ذهن ایرانیان، از یک سو، و با «طرز کار» قانون عام پارلمانی، از سوی دیگر، به خوبی آشنا باشد تا بتواند، در حالیکه جلسه را مدیریت میکند، همزمان این دو زبان کاملاً بیگانه با یکدیگر را به نحوی ترجمه کند تا حاضران در نشست علیه نظمی که اصلاً مطلوب آنان نیست، دست به شورش نزنند و مدیر جلسه را از پنجره به بیرون نیاندازند!
این توصیف، البته که بسیار مأیوس کننده است. آیا ایرانیان ذاتاَ نظمناپذیر و قانونگریزند؟ یقیناً نه. به این دلیل بسیار ساده که هرکلمهای از هر جملهای که ایرانیان - مثل سایر مردم جهان - تلفظ میکنند، دقیقاً طبق قواعدی است که مجموعه آنها گرامر یک زبان را تشکیل میدهد. به علاوه، ایرانیان، مثل سایر مردم جهان، در هر جمعی طبق قواعد و مراسمی رفتار میکنند که به آن جمع ساختار و سازمان داده و میدهد. وقتی وارد مسجد میشوند (یا میشدند!) تا نماز جماعت بخوانند، طبق «مراسم» نماز جماعت رفتار میکردند، و قس علی هذا. و البته، هرگاه وارد یک مجمع تصمیمگیری بشوند هم طبق مراسم آن عمل میکنند: روش هیأتی و ریشسفیدی اداره جلسه، سنتی که سابقه آن به جامعههای ماقبل مدرن میرسد. مشکل این است که در دوره معاصر، «مجامعی» تشکیل میشود که «مراسم» مناسب آنها هنوز خلق نشده است و تازه بعد از بروز انواع مشکلات ناشی از تکرار برگزاری چنین مجامعی است که ضرورت یافتن راه حل این مشکلات هم مطرح شد، و راه حل آن هم - که طبق معمول ممالک راقیه قبلاً خلق کرده بودند - یافت شد: قانون عام پارلمانی.
در انتقال این دانش فنی، آنچه که شاید بشود آن را محلیسازی نامید، در واقع چیزی نیست جز ترجمه «طرز فکر ایرانیان» به نحوی که با «نظام قانون عام پارلمانی» چفت و جور شود. و انتظار میرود این سلسله یادداشتها، بتواند تجربههای ۱۵ ساله مترجم کتاب دستورنامه رابرت در این زمینهی منحصر به فرد را در اختیار معدود فعالان اجتماعیای قرار دهد که با قواعد دستورنامه رابرت آشنا هستند، اما بدون کسب این مهارتها قادر به مدیریت مجامع تصمیمگیری ایرانیان نخواهند شد.
بازدیدکنندگان این وبسایت ملاحظه میکنند که راهنماهای متنوعی برای تأسیس و ادارهی انواع جامعه/انجمن/سازمانها در این وبسایت بارگذاری شده و خواهد شد. باید توجه کرد که وقتی صحبت از مدیریت یک مجمع تصمیمگیری میشود، صرف از نظر از بزرگی و کوچکی، یا کارکرد ویژه هر مجمع تصمیمگیری خاص، تمام آنها میتوانند کم یا بیش در چارچوب قواعد انتزاعی مشخصی رفتار کنند که در کتاب دستورنامه رابرت تشریح و توصیف شده است. این سلسله یادداشتها میکوشد، همان قواعد را - البته، با توجه به نیازها و ویژگیهای مخاطب ایرانی - و به خصوص با توجه به تجربههای ناشی از محلیسازی روش به کارگیری این قواعد در فرهنگ ایرانیان، در اختیار فعالان اجتماع علاقمند به فعالیتهای اجتماعی قرار دهد. توجه دارید که این نوشتهها هرگز جای اصل کتاب دستورنامه را نخواهد گرفت و به خوانندگان اکیداً توصیه میشود که همیشه مرجع اصلی را متن آن کتاب قرار دهند و نه این نوشتهها.
این مختصر را به عنوان مقدمه تلقی فرمایید. در ادامه، فهرست مطالب این سلسله یادداشتها تقدیم میشود تا با کلیک کردن آنها، به صفحهی دلخواه بروید:
بخش نخست این نوشته را اینجا بخوانید.
فرض میشود مخاطبان این سلسله یادداشتها شخصیتهایی هستند با برخی ویژگیها، که در دانش مدیریت، معمولاً به آنان «کارآفرین» گفته میشود.
به طور خلاصه، «کارآفرینها»، معمولاً خطرپذیرتراند. به افقهای دوردست چشم میدوزند، خودانگیخهاند و منتظر نمیمانند کسی به آنان بگوید چه باید بکنند. استراتژیک میاندیشند. نیازهای بالقوه را در جوامع انسانی تشخیص میدهند، و پیشاپیش دنبال یافتن راه حلی برای این مشکلات میافتند و راه حل را مییابند یا میآفرینند. به نظر میرسد اگر کسی آستین همت بالا بزند تا یک حوزه حزبی مستقل تأسیس کند با این هدف که مشکلات نظام سیاسی کشور حل شود، پیشاپیش میتوان حدس زد که به احتمال زیاد باید یک کارآفرین باشد.
البته، کارآفرینها، معمولاً سوءمدیریتهای خاص خودشان را دارند و در این سلسله یادداشتها، هرچا که لازم شود، در مورد انواع سوءمدیریتهای کارآفرینان هشدارهای لازم داده خواهد شد. اما از همین ب بسمالله، باید خاطر نشان کرد که بنیانگذار هر حوزه حزبی مستقل باید بین نقش خودش به عنوان بنیانگذار و مدیرجلسه تمایز قائل شود و اگر این دو نقش را با هم خلط کند، احتمال شکست او در رسیدن به هدفی که دارد بسیار بسیار بالا خواهد رفت. این نوشته، به تمایز بین دو مفهوم بنیانگذار و مدیرجلسه میپردازد.
لازم است خاطر نشان شود به زودی و با شرکت بنیانگذاران حوزههای حزبی مستقل در سراسر کشور یک گروه مجازی سازماندهی خواهد شد تا نشستهایی برای همفکری و همکاری برگزار کنند. آن نشستها، طبق قواعد دستورنامه رابرت اداره خواهد شد و تمام بنیانگذارن حوزههای حزبی مستقل از طریق شرکت در نشستهای آن گروه خواهند توانست به مرور با قواعد دستورنامه رابرت در عمل آشنا شوند. از همین رو، به تمام بنیانگذاران حوزههای حزبی مستقل پیشنهاد و توصیه میشود که از همان ابتدا و به محض آنکه تصمیم گرفتند یک حوزه حزبی مستقل تأسیس کنند، از طریق همین وبسایت تماس بگیرند و عضو این گروه شوند.
بعد از این توضیح مقدماتی، نخستین بخش این سلسله یادداشتها را با هم بخوانیم:
بخشهای دیگری از «خاطرات زیرخاکی» مترجم کتاب دستورنامه رابرت، به صورت یک فایل پیدیافی، در انتهای این صفحه بارگذاری شده است. در این روزنوشتها، بعضی از تجربههای پائیز سال ۱۳۹۶ برای ترویج، آموزش و تمرین قانون عام پارلمانی - آنطور که در کتاب دستورنامه رابرت تشریح و تبیین شده - مستندسازی شده است.
یکی از مهمترین تجربههای این دوره، اداره نشستهای مجمع تأسیسی انجمن دانشآموختگان دانشکده سینما و تأتر دانشگاه هنر تهران بر اساس این قواعد و با مدیریت مشاور پارلمانی بود که یک نقطه عطف تاریخی در تاریخچه «جهش تمدنی نامرئی» در ایران امروز محسوب میشود. این تجربه، از یک سو، تبلور به ثمر نشستن بیش از یک دهه تلاش برای فهم و مسلط شدن بر این قواعد بود و. از سوی دیگر، که بسیار مهمتر است، تبلور به نتیجه رسیدن بیش از یک دهه تلاش برای به کارگیری این قواعد در مجامع تصمیمگیری ایرانیان بود که وقتی دور هم جمع میشوند، به قول یک روشنفکر معاص ایرانی - شبیه یه یک گله گربه رفتار میکنند: هر کس هر کاری را که خودش درست میداند انجام میدهد: تداوم چرخه آشوب/استبداد! این تجربه نشان داد کافی است مدیر جلسه با قواعد دستورنامه رابرت کاملا آشنا و به آنها مسلط باشد، و مهمتر، مهارت به کارگیری این قواعد برای اداره گله گربهها را نیز - بعد از یک دهه خون دل خوردن مستمر - کسب کرده باشد!
همینجا باید تأکید کرد آن تجربه منحصر به فرد که نقطه عطفی در تاریخچه «چهش تمدنی نامرئی» بود، جز با تلاشهای صمیمانه آقای شهریار رشید علیپور و جز با سعهصدر و بررگواری دکتر اسماعیل شفیعی رئیس وقت دانشکده سینما و تأتر، و جز با بربادری هنرمندانی که در آن نشستها شرکت میکردند، ممکن نمیشد. هرچند آن انجمن به دلایلی بی ارتباط با قواعد عرف پارلمانی، به کودکمرگی مبتلا شد و آن همه سرمایه اجتماعی به هدر رفت، اما فرصت منحصر به فردی برای یک جهش فرهنگی را فراهم ساخت. پس باید از تمام آنان تشکر کرد.
با این امید که انتشار «خاطرات زیرخاکی»، تمام کسانی را که طی بیش از یک دههی اخیر با قواعد پیشگزیده اداره مجامع تصمیمگیری آشنا شدهاند، به صرافت اندازد تا هر کجای ایران که هستند، یکدیگر را بازیابند و دست در دست هم، کتشی را از غرق شدن در گردابها نجات دهند.
در ادامه یکی از روزنوشتهای پائیز ۱۳۹۶ به عنون نمونه، تقدیم میشود:
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۱
خاطرات زیرخاکی: یسال ۱۳۹۲
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۳
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۴
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۵
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۶
پا به پای رشد بذری که در پی آشنایی با کتاب دستورنامه رابرت در فرهنگ ایرانیان کاشته شد، وزنِ بارِ نوشتن «خاطرات زیرخاکی» بر دوش مترجم این کتاب نیز کاهش مییافت. چرا؟ دلیلش روشن است: تعداد هرچه بیشتری از ایرانیان خوش ذوق و دست به قلم شاهد سر به در آوردن این نهال از زیر خاک بودند و هستند و میتوانستند و میتوانند داستان رشد این نهال را از زوایای گوناگون روایت کنند.
با تأسیس هر کارگاه آموزش دستورنامه رابرت و یا تأسیس هر انجمن جدید بر اساس این قواعد، دست کم از یک عضو آن کارگاه یا انجمن خواسته میشد که به عنوان «مورخ»، بکوشد تا تاریخ آن کارگاه یا انجمن را، حتی اگر طبق معمول مضحمل شد و فروپاشید، جایی ثبت کند تا آیندگان، دست کم بتوانند از این همه شکستهای تلخ ما درس بگیرند. آیا آن «مورخان» انتصابی به وعهد خود وفا خواهند کرد؟ و آیا آیندگان از این شکستها درس خواهند گرفت؟
اگر قرار بود تمام آن تجربهها منجر به محلیسازی روش استفاده از این قواعد در فرهنگ ایرانیان شده باشد، با اطمینان میتوان گفت که این هدف محقق شده است و نتیجه آن را هم آیندگان تأیید خواهند کرد. جزوه راهماهای متعددی در دست تهیه است که این تجربهها را به صورت مکتوب تقدیم علاقمندان خواهند کرد. بعضی از آنها در همین وب سایت در دست انتشار هستند و علاقمندان میتوانند به آنها مراجعه کنند.
بعد از این مقدمه، خاطر نشان میشود که «خاطرات زیرخاکی» مربوط به تجربههای سال ۱۳۹۵ مترحم کتاب دستورنامه رابرت، به صورت یک فایل پیدیافی در انتهای این صفحه بارگذاری شده است و به عنوان مشت نمونه خروار، روزنوشت جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵ به صورت متن در ادامه تقدیم میشود. این روزنوشت به دستاوردهای معرفی دستورنامه رابرت به اعضای «مجمع رابطان تشکلهای فرهنگی کشور» اختصاص دارد. اگر وقت و حوصله دارید، با هم بخوانیم:
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۱
خاطرات زیرخاکی: یسال ۱۳۹۲
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۳
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۴
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۵
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۶
در پی اعمال محدودیت بر شبکههای اجتماعی و اختلال در اطلاعرسانی به اعضای گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی و مهمانان آن، این پیشنهاد در گروه حامیان به تصویب رسید که اسناد این انجمن در وب سایت کادرها دات کام - همین سایت - بارگذاری شود و از طریق پیامک به اعضای گروه اطلاع داده شود تا به این اسناد مراجعه کنند. این صفحه به همین منظور گشوده شده است و فقط اسناد درونی گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی در آن بارگذاری خواهد شد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد انجمن اصلی میتوانید به اینجا مراجعه فرمایید.
در انتهای این صفحه، اسناد انجمن اصلی ضمیمه شده است.
«خاطرات زیرخاکی» عنوان روزنوشتهای مترجم کتاب دستورنامه رابرت است که طی حدود ۱۵ سال گذشته به صورت مستمر و تمام وقت کوشیده است علم حقوق پارلمانی و قانون عام پارلمانی را - آنطور که در دستورنامه رابرت (Robert’s Rules Of Order) تشریح و تبیین شده است - فرابگیرد، بفهمد و به فعالان اجتماعی علاقمند معرفی کند و آموزش بدهد. در مقدمهی نخستین قسمت این خاطرات، نویسنده آنها در چند جمله معرفی شده است. از سرش هم زیاد است.
دومین قسمت و سومین قسمت این خاطرات به تجربههای سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ اختصاص یافته است. در انتهای این صفحه، روزنوشتهای تجربههای سال ۱۳۹۴ در ۴ فایل پیدیافی - مربوط به بهار، تابستان، پائیز و زمستان - بارگذاری شده است. هدف این خاطرات، فقط مستندسازی تجربههایی بوده است که در جریان محلیسازی قواعد مندرج در کتاب دستورنامه رابرت کسب میشده است. بعدها قضاوت خواهد شد که آیا این تجربهها یک «جهش تمدنی نامرئی» بوده است یا نه؟
امید میرود - اگر نه همه - اما گروهی از فعالان اجتماعی شجاع، متعهد و علاقمند که طی ۱۵ سال گذشته با دستورنامه رابرت آشنا شدهاند همت کنند و با مشارکت در تأسیس شورای عالی نهادهای مدنی و انجمن اصلی و سایر انجمنها و جامعههایی که دارند بر اساس همین تجربههای محلیسازی شده تأسیس میشوند - کمک کنند و آن «جهش تمدنی نامرئی» را به منصه ظهور برسانند. گرچه در آن صورت نیز این جهش تمدنی با چشم سر قابل رؤیت نخواهد بود؛ درست همانطور که قواعد حرکت مهرهای بازی شطرنج قابل رؤیت نیست و فقط کسانی که با قواعد بازی شطرنج آشنا شده باشند درک میکنند «شطرنجبازی بَرَرِهای» یعنی چی!
کسی انتظار ندارد - در شرایطی که خیزش زن، زندگی، آزادی با شتاب فزاینده به پیش میتازد - خوانندگان این وبسایت وقت عزیزشان را صرف خواندن خاطرات زیرخاکی کسی کنند که با صبوری یک باغبان دل به جوانه زدنهایی خوش کرده بود که ظاهراً هیچ کدامشان هنوز به بار ننشستهاند! انتشار علنی این خاطرات شاید یک حسن داشته باشد: تمام کسانی که نام عزیزشان در این خاطرات ذکر شده است، گردهم آیند و دست یکدیگر را بگیرند تا شاید کمک کنند و این کشتی را به ساحل برسانند تا غرق نشود. به امید آن روز.
در ادامه، یکی از روزنوشتهای سال ۱۳۹۴، مشت نمونه خروار، تقدیم میشود. در جهانی که رسانه سلبریتی میسازد، مرور این روزنوست، به عنوان یک نمونه، نشان میدهد چه کسانی، «زیرخاک» مشغاول کاشتن چه بذرهایی هستند! با هم بخوانیم:
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۱
خاطرات زیرخاکی: یسال ۱۳۹۲
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۳
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۴
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۵
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۶
در قسمت اول و قسمت دوم این سلسله یادداشتها، خاطرات زیرخاکی مترجم کتاب دستورنامه رابرت در سال ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ بارگذاری شده است. در انتهای این صفحه نیز خاطرات سال ۱۳۹۳ در ۴ فایل پیدیافی (در ۱۲۳۰ صفحه آ۴) بارگذاری شده است. این خاطرات، در واقع مستندسازی بخشی از تلاشهایی است که طی نزدیک به ۱۵ سال اخیر، دور از چشم رسانهها و به صورت زیر پوستی، در ایران جریان داشته است تا تعداد هرچه بیشتری از فعالان اجتماعی با علم حقوق پارلمانی و قانون عام پارلمانی - آنطور که در دستورنامه رابرت تشریح و تبیین شده است - آشنا شوند و جامعه/انجمن/سازمانهای خودشان را بر اساس این قواعد بنا یا بازسازی کنند. گروهی از همین فعالان اجتماعی در تدارک تأسیس شورای عالی نهادهای مدنی، انجمن اصلی و انجمنهای دیگری هستند که همه یک هدف را دنبال میکنند: شناسایی کاستیهای ساختاریِ ناشی از عدم آشنایی با علم حقوق پارلمانی در انواع مجامع تصمیمگیری و تلاش برای رفع این کاستیها در عمل و بازسازی نظام تصمیمسازی سیاسی در سطح خرد و کلان.
خاطر نشان میشود این خاطرات قرار بوده است موادخام مورد نیاز برای تحلیل جهش تمدنیِ نامرئیای را تأمین کنند که تاریخ ایران در دههی اخیر به صورت زیرپوستی تجربه کرده است و همچنان در حال انکشاف مداوم است.
توقع نمیرود کسی در این زمانهی پرشتاب فرصت خواندن این نوشتههای مطول را بیابد. با این همه، یکی از روزنوشتها، مشت نمونه خروار، در ادامه تقدیم میشود. شاید برای کسانی که تحولات زیرپوستی را دنبال میکنند، جالب باشد. در این روزنوشت، از جمله، به بهانه فوت زندهیاد حسین شهیدی، معلم روزنامهنگاری، مفهوم «پروفشنگرایی» در روزنامهنگاری مورد تأمل قرار گرفته است و به دهها رویداد مهم آن سالها که با جنبش کادرها در ارتباط بوده، اشاره شده است. با هم بخوانیم:
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۱
خاطرات زیرخاکی: یسال ۱۳۹۲
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۳
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۴
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۵
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۶
در قسمت اول این سلسله یادداشتها، مترجم ویرایش دهم کتاب دستورنامه رابرت به اختصار معرفی شد. خاطرات زیرخاکی، عنوان گزارش روزانه اوست از تجربههایش برای معرفی و آموزش قواعد دستورنامه رابرت به فعالان اجتماعی در ایران.
در این صفحه، خاطرات او از تجربههایش در طول سال ۱۳۹۲، در ۹۸۶ صفحه آ۴، و در چهار فایل پیدیافی مربوط به بهار، تابستان، پائیز، و زمستان این سال، ضمیمه شده است.
در شرایطی که خیزش انقلابی زن، زندگی، آزدای با سرعت فزاینده به پیشمیتازد، توقع اینکه کسانی وقت خود را صرف مرور این خاطرات کنند، بیمعناست. اما کسانی که تحولات فرهنگی زیرپوستی دههی اخیر در ایرانِ تحت کنترل غیرقابل تصور استبداد دینی را دنبال میکنند، نمیتوانند و نباید چشم بر جهش تمدنی نامرئیای ببندند که این خاطرات آنها را مستندسازی کرده است.
در ادامه یکی از این روزنوشتها، که به تجربههای سهشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ مربوط میشود، تقدیم میشود. بخش عمدهی این روزنوشت گزارش مباحثهی جالب با آقای مهندس سید محمد بهشتی است در مورد گذار جامعه به «مدنیت» و نقش این قواعد در این گذار. با هم بخوانیم:
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۱
خاطرات زیرخاکی: یسال ۱۳۹۲
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۳
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۴
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۵
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۶
«خاطرات زیرخاکی» عنوان خاطرات مترجم کتاب دستورنامه رابرت است که بخشهایی از آن بنا به دلایلی در این وب سایت منتشر میشود.
مترجم دستورنامه رابرت، شب چلهی سال کودتا در داودآباد به دنیا آمد؛ دهی پائینتر از همان پلی که ده سال بعد ورامینیهای چوب به دست را - که لابد قصد فتح پایتخت را داشتند - از روی آن به رگبار بستند. پدر او هم جزو همان چوب به دستها بود. خودش هم خیلی دلش میخواست با کفنپوشان همراه شود اما نتوانست.
سال کوروش کبیر از دبیرستان محمدرضا پهلوی در ورامین دیپلم ریاضی گرفت. به عنوان گروهبان وظیفه به پادگان پسوه تبعید شد و بعدها در پایتخت، مربی پرورشگاه و بعد کتابدار کتابخانه عمومی پارک شهر شد تا بعد از پیروزی انقلاب، که از دانشگاه اوین سردرآورد و از قتل عام ۶۷ قسر در رفت.
سرسوزن ذوقی در قصه و فیلمنامه نویسی داشت. به همین دلیل، با کمک و تشویق دوست عزیزی - که یادش همیشه گرامی باد - سازمان سینمایی «دیگر» را تأسیس کرد اما - ناخواسته! - از مطبوعات سردرآورد و تا زمان آشنایی با دستورنامه رابرت در سال ۱۳۸۵، ناشر و سردبیر نشریات انجمنها و سازمانهای مختلف بود: بولتن داخلی شهرداری تهران (در زمان مدیریت آقای غلامحسین کرباسچی و زیر نظر آقای مهدی جمالی بحری)، گلنامه، چاووش (خبرنامه فرهنگسرای بهمن، زیر نظر آقای بهروز غریبپور- با سردبیری یک روزنامه نگار کاربلد)، شهر سالم، تولیدگرایان ایران (نشریه جمعیت تولیدگرایان ایران)، قطعهسازان خودرو (نشریه انجمن قطعهسازان خودرو)، پیام کارفرمایان (نشریه کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمایان ایران)، فصلنامه و خبرنامه انجمن داروسازان ایران، مجله «دارو و درمان» و «رسانه داروپخش» (نشریات شرکت داروپخش)، پیام جراح (نشریه انجمن جراحان عمومی) و «اتیکز» نشریه مؤسسه اخلاق پزشکی ایرانیان. اینترنت، آشنایی نسبی با زبان و ضرورت تولید مستمر مطالب با کیفیت برای اعضای انجمنهای گوناگون، از جمله پیششرطهای درک ضرورت آشنایی با دستورنامه رابرت بودند.
در طول مدتی که به عنوان ناشر و سردبیر، نشریات انواع انجمنها و سازمانهای غیردولتی را تهیه و منتشر میکرد دغدغه اصلیاش این شده بود که چرا این انجمنها در تصمیمگیری گروهی این قدر بد عمل میکنند؟ در جریان جستجوی مدام برای یافتن پاسخ همن پرسش بود که سرانجام چراغ جادو را یافت: دستورنامه رابرت.
به محض آشنایی با این کتاب در سال ۱۳۸۵، ترجمهی ویرایش دهم آن را به دست گرفت و از همان سالها، دفتر کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (دفتر کادرها) را بنیاد گذاشت تا این قواعد را به فعالان اجتماعی علاقمند آموزش دهد.
از همان نخستین روزهای آشنایی با دستورنامه رابرت میتوانست بفهمد توقع اینکه ایرانیان بتوانند در چارچوب این قواعد هماندیشی کنند و به تصمیم مشترک برسند و به آن پایبند بمانند، تقریباً غیرممکن است. در طول بیش از ۱۵ سال گذشته با همین غیرممکنها دسته و پنجه نرم کرده است و در تنهاییهای خود از این همه ناتوانی عظیم غصه خورده است. اما هنوز از این رؤیای دستنیافتنی دست نکشیده است. چرا؟ دلیل آن روشن است: جنون یا عشق! خاطرات زیرخاکی او نیز هیچ ارزشی ندارد جز مستندسازی همین عشق برای روشن نگه داشتن شعله لرزان یک شمع کوچک تا جلوی پای معدود فعال اجتماعی علاقمند را روشن نگاه دارد، شاید اتفاقی بیافتد.
نخستین بخش خاطراتی که منتشر میشود مربوط به تجربههای سال ۱۳۹۱ است. در همین سال بود که با همکاری تعدادی از شخصیتهای ملی، نخستین کارگاه هماندیشی عرف پارلمانی تشکیل شد و نشستهای آن تا ۶۰ جلسه ادامه یافت. همان گروه این روزها در تدارک تأسیس انجمن اصلی است که قرار است با دعوت از حدود ۱۰۰ نفر از کارورزان کارگاههای آموزش دستورنامه رابرت (کادرها) برگزار شود. در همان سال، تلاشهای وسیعی برای معرفی این قواعد به بسیاری از اشخاص حقوقی و حقیقی صورت گرفت که تمام آن تلاشها در این خاطرات تشریح شده است.
متن خاطرات سال ۱۳۹۱ در ۴۰۰ صفحه آ۴ به صورت پیدیافی به همین صفحه ضمیمه شده است. فقط یکی از روزنوشتهای آن به صورت جداگانه، و به عنوان نمونه، در ادامه تقدیم میشود. در این روزنوشت، ماجرای معرفی کتاب دستورنامه رابرت به آقای احمد مسجدجامعی که آن زمان عضو شورای شهر تهران بود، روایت شده است. با هم بخوانیم:
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۱
خاطرات زیرخاکی: یسال ۱۳۹۲
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۳
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۴
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۵
خاطرات زیرخاکی: سال ۱۳۹۶
حتی در عنوان این نوشته مفاهیم جالب توجهی گنجانده شده است: «حقوق پارلمانی» چیست؟ «علمِ» حقوق پارلمانی چه علمی است و در «پرتوِ» این علم جدید، چه چیزهای قبلاً نامرئیای به چشم خواهد آمد؟ وقتی از «اصلاحات ساختاری» صحبت میشود، منظور ساختارِ کدام سازمانهاست؟ و اگر قرار است این ساختارها «اصلاح» شود، در آن صورت، چرا «انقلابی»؟ و منظور از «انقلاب» چیست؟ به علاوه، «انجمن اصلی» چیست و چرا این انجمن معادل «تلاش ملی» برای اجرای این اصلاحات دانسته شده است؟ و از همه اینها مهمتر، در حالیکه خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی با سرعت فزاینده به پیش میتازد، این پرسشها محلی از اِعراب دارد؟
در چهل و چهارمین نشست گروه حامیان تأسیس انجمن اصلی که عصر روز سهشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۱ به صورت حضوری/مجازی در دفتر کادرها برگزار شد تا متن پیشنویس بیانیه تأسیس این انجمن را بررسی و تصویب کند، بعضی از همین پرسشها مورد بررسی قرار گرفت.
از آنجا که قرار است به زودی نخستین نشست اجلاس تأسیسی «انجمن اصلی» فراخوان شود، و فقط آن گروه از فعالان اجتماعی پروفشنال به این نشست دعوت خواهند شد که قانون عام پارلمانی را - آنطور که در کتاب دستورنامه رابرت تشریح و تبین شده است - به عنوان مرجع انتخاب کرده باشند، در این نوشته، این پرسشها به صورت اجمالی بررسی میشود: